السيد الطباطبائي ( مترجم : همايون همتى )

12

رسالة الولاية ( ولايت نامه ) ( فارسى )

هستند . در عين حال كه در عالم طبيعت هستند با ماوراى طبيعت هستند و در حالى كه در ماوراى طبيعت هستند با طبيعت هستند ؛ اينها جمع سالم دارند . لذا هيچگاه سخنى از اينها صادر نمىشود كه با محكمات اصول اوليه سازگار نباشد . ولى احيانا عرفا شطحياتى دارند كه بايد « شطحيات » را هم مانند متشابهات به محكمات سخن اينها ارجاع داد . اگر در علوم ديگر فقط يك كار لازم است و آن ارجاع متشابهات به محكمات است ، در عرفان دو كار لازم است : هم ارجاع متشابهات به محكمات و هم ارجاع شطحيات به محكمات . لذا در خلال كلمات عرفا احيانا متشابهاتى است و كم و بيش ممكن است شطحياتى هم باشد . مرحوم علامه طباطبايى ( رضوان اللّه عليه ) از كسانى بودند كه نه تنها شطحياتى نداشت ، بلكه مىكوشيد تا متشابهاتى هم نداشته باشد . زيرا در عصرى زندگى مىكرد و ما هم در عصرى زندگى مىكنيم كه آن معارف بلند هنوز پياده نشده است ، اينها غذاهاى روحانى انسانيت است كه بايد انسان ، ادوارى را طى كند از دوران صباوت و بلوغ و شباب و كهولت تا به آن غذا برسد . هر معنايى براى هر ذائقه و هاضمه‌اى گوارا نيست . نبايد آن معنا را بدون تنزل نوشت يا گفت . گاهى كه بحث معاد مىشد كه بايد مسائل معاد را علنى تدريس كنند - همان‌طورى كه خصوصى تدريس مىكردند - مىفرمودند : هنوز نوبت بحث معاد فرا نرسيده است ، هنوز جامعه به حدى نرسيده است كه بتواند مسائل معاد را هضم كند . اكثريت مردم ، قيامت را مانند دنياى دوم مىدانند و خيال مىكنند ما دوتا دنيا داريم ، يكى همين دنيا و دوباره هم برمىگرديم به همين دنيا و غافل از اينكه قيامت پايان دنيا است و « دارالقرار » است و اين نظام جهان به كلى عوض مىشود و تبديل مىشود به يك آسمان و زمين ديگرى ، به يك جسم ديگرى ، به يك ابدان ديگرى و به يك خصوصيت‌هاى ديگرى . در عين حال كه عين همين افراد آنجا مىآيند و در عين حال كه هم جسم مىآيد و هم جان ، اما نظام آخرت نظامى است كه در دنيا آن نظام‌ها نيست . نظام دنيا در نظام آخرت نيست ، نظام آخرت در نظام دنيا نيست . هضم اين دو نظام و تفاوت اين دو نظام ميسور همگان نيست ، لذا مىفرمودند : هنوز نوبت بحث معاد فرانرسيده است .