السيد الطباطبائي ( مترجم : همايون همتى )

11

رسالة الولاية ( ولايت نامه ) ( فارسى )

مخصوص قرآن و روايات است بلكه در قرونى كه از قرآن و روايات استفاده شده است و صاحبان علوم و شاگردان قرآن و عترت بودند ، در نوشته‌هاى آنها هم هست . اگر يك كسى سخنان محكم و صريحى دارد و در بعضى از نوشته‌ها سخنان او خيلى روشن نيست بلكه متشابه است ، عقل حكم مىكند كه متشابهات سخن‌هاى او را به محكمات ببندند . اين در بسيارى از علوم است . در كتب عرفانى ، گذشته از اينكه متشابهاتى است و بايد اين متشابهات را به محكمات سخنان عرفا ارجاع داد ، نكته ديگرى هم هست و آن اينكه احيانا بعضى از عرفا در اثر دست دادن حالات گوناگون ، آن قدرت كنترل را از دست مىدهند اينها كه معصومين عليهم السّلام نيستند كه مظهر « لا يشغله شأن عن شأن » باشند ، آنقدر به كمال انسانى نرسيده‌اند كه اگر حالى به آنها دست داد فقط به مقتضاى آن حال سخن نگويند و كل احوال را در نظر بگيرند . تعبير لطيفى مرحوم حكيم متأله ، سبزوارى ( رضوان اللّه عليه ) در يكى از تعليقاتشان در « اسفار » دارند كه مىفرمايند : عرفا دو قسم هستند : آنهايى كه بين عالم ملك و ما فوق عالم ملك و ملكوت جمع كرده‌اند بعضى به طور « جمع سالم » جمع كرده‌اند ، و بعضى بين اين عوالم به طور « جمع مكسر » جمع كرده‌اند . آنهايى كه اگر انسى با عالم طبيعت بگيرند از معارف بلند و ماوراى طبيعت مىمانند و اگر سرى به معارف بلند ماوراى طبيعت زدند از احكام طبيعت و ناسوت مىمانند ، اينها بين عالم طبيعت و ماوراى طبيعت به عنوان جمع مكسر ، جمع كرده‌اند ؛ شكسته جمع كرده‌اند ، آن توان را ندارند كه نشأتين را درست بررسى كنند ولى اولياى الهى مانند معصومين عليهم السّلام كه احكام عالم طبيعت را با حكم و معارف ماوراى طبيعت جمع كرده‌اند جمع سالم هستند ؛ يعنى وقتى به مقام ماوراى طبيعت سرى سپرده‌اند از احكام عالم طبيعت دور نيستند ، وقتى به عالم طبيعت مىپردازند از حكم ماوراى طبيعت دور نيستند . همان‌طور كه امام سجاد عليه السّلام در « صحيفهء سجاديه » خداى سبحان را اينچنين مىستايد : « عال فى دنوّه و دان فى علوّه » اينها مظهر يك همچو اسمىاند . يعنى در عين حال كه نزديك است دور است و در عين حال كه دور است نزديك است . اينها مظهر يك همچنين اسمى