السيد الطباطبائي
89
مجموعه رسائل ( فارسى )
انجام دهنده كار و كننده فعل رخ مىدهد . به عبارت ديگر ، اراده انسان در مورد كارى كه از روى اختيار انجام مىدهد يا نمىدهد مؤثر است نه آن كه اراده و خواست آمر و ناهى تأثير تكوينى و حقيقى داشته باشد . پس از روشن شدن اين مقدمه ، معلوم مىشود كه ميان دو گونه اراده تكوينى و تشريعى ملازمهاى نيست و امكان آن هست كه در موردى اراده تكوينى باشد ، ولى اراده تشريعى نباشد و به عكس . مثلًا شخص معتاد به انجام يك كار و عمل زشت چه بسا زشتى و قباحت عمل خود را مىداند و بر خودش تلقين مىكند و خويشتن را از انجام آن باز مىدارد و سرزنش مىكند ، معذلك در اثر فشار ملكه رذيله كه در نهاد او راسخ و محكم گشته همان عمل زشت را انجام مىدهد . پس اين شخص معتاد اين كار زشت را به اراده تكوينى انجام مىدهد ، ولى به اراده تشريعى آن را نمىخواهد انجام دهد ، اما بالاخره آنچه كه به اراده تكوينى خواسته و اراده كرده انجام مىگيرد . اراده تكوينى همان است كه در حديث امام صادق ، از آن به اراده حتمى تعبير شده و اراده تشريعى هم در سخنان امام اراده عزمى ناميده شده است . پس اراده تكوينى خداوند متعلق به پديدهها و اعمال و رويدادها مىشود ، از اين جهت كه هستى و وجود دارند و هيچ موجود و پديدهاى در جهان هستى وجود پيدا نمىكند و جامه هستى نمىپوشد ، مگر آن كه در ايجاد آن ، خداوند تعالى آن گونه كه شايسته مقام ربوبى اوست ، نقش دارد ، اما اراده تشريعى خداوند متعلق به افعال و اعمال مردم مىشود از آن جهت كه آن اعمال و افعال ، خوب و پسنديده هستند ، پس اراده تشريعى الهى هرگز به كارهاى قبيح و زشت ، علاقه نمىگيرد و اگر در خارج يك كار و عمل قبيح وجود پيدا كرد و موجود شد ، آن كار از حيث اراده تكوينى منسوب به خداوند است ، چون اگر خداوند اراده نمىكرد آن كار وجود پيدا نمىكرد و اصلًا انجام نمىگرفت ، ليكن از جهت اراده تشريعى به خداوند منسوب