السيد الطباطبائي

88

مجموعه رسائل ( فارسى )

وجود و هستى هر چيزى از آن جهت كه وجود و هستى دارد تعلق مىگيرد . نوع دوم : حب تشريعى است و آن به كار و عملى تعلق مىگيرد از آن جهت كه نيكو و خوب است ، پس حب تشريعى نسبت به كار زشت و قبيح علاقه نمىگيرد و شايد عدم استعداد ذهن سؤال كننده و ناتوانى او از درك فرق ميان دو نوع حب ، موجب شده كه امام صادق از ادامه پاسخ به سؤال ابوبصير صرف نظر نمايد . الحديث : ابوالحسن عليه السلام فرمود : براى خداوند دو گونه اراده و مشيت است : اراده حتمى ، اراده عزمى ، خداوند نهى مىكند در حالى كه مشيت دارد و فرمان مىدهد در حالى كه مشيت ندارد . آيا نديدى كه خداوند آدم و همسرش را از خوردن و تناول از آن درخت منع و نهى فرمود ، ولى خواست كه آنان بخورند و اگر نمىخواست نمىخوردند و هرگز خواست و مشيت آن‌ها بر خواست و مشيت الهى غالب نمىشد . . . . طباطبائى : مشيت و اراده تقسيم مىشود به : مشيت و اراده تكوينى حقيقى و مشيت و اراده تشريعى اعتبارى ، چون اراده انسان به كار و عملى كه از او سر مىزند تأثير حقيقى و تكوينى در تحقق آن كار و عمل دارد به اين صورت كه اعضا و عضلات او را بر مىانگيزاند و انسان را به انجام آن عمل و كار وا مىدارند و با وجود مشيت و اراده ، وقوع كار و عمل حتمى و قطعى است ، مگر آن‌كه مانعى در ميان باشد . اما اراده انسان به كار و عملى كه از شخص ديگرى سر مىزند ، مثل اين‌كه از او انجام كارى را مىخواهد و يا او را از انجام دادن كارى منع و نهى مىكند ، اين چنين اراده‌اى قراردادى و اعتبارى است و اين گونه اراده‌اى ارتباط و نسبت تكوينى و حقيقى با عمل ندارد ، زيرا اراده تكوينى حقيقى هر شخص به كار و عمل صادره از خود آن شخص متعلق است و از طريق انگيزش عضلات و اعضا مؤثر واقع مىشود ، لذا اراده ديگران در انجام يا ترك كارى وجوداً و عدماً در كننده كار مؤثر نيست ، بلكه اراده‌اى كه در وجود و عدم كار و عملى مؤثر است ، تنها اراده تكوينى است كه از خود