السيد الطباطبائي

77

مجموعه رسائل ( فارسى )

صد سال مرگ ، در يك آن تو را زنده كرديم . ) تفصيل مطلب را در تفسير الميزان بيان داشته‌ايم . « 1 » حديث چهارم از همان باب در زمينه احياى مردگان و داستان تقاضاى ابراهيم عليه السلام مبنى بر چگونگى زنده كردن مرده‌هاست . علامه مجلسى بيانى در اين مورد دارند . استاد علامه چنين نوشتند : آنچه از سياق آيه برمىآيد اين است كه ابراهيم عليه السلام از خداى متعال خواست كه چگونگى احياى مردگان را به او نشان دهد ، نه اين كه اصل زنده كردن مردگان براى او مشكوك باشد ، چنان كه آيه شاهد بر همين است : « رَبِّ أَرِنِي كَيْفَ تُحْيِ الْمَوْتى » . « 2 » و ميان اين دو امر فرق است : « يعنى مورد سؤال چگونگى آفرينش و احيا باشد و يا اصل زنده كردن دوباره مورد پرسش باشد » آنچه مؤلف فرموده و نظر اكثر مفسرين هم آن است ، بر فرض دوم ، درست است كه در آيه مراد نيست و اين نكته را در تفسير الميزان توضيح داده‌ايم . « 3 » حديث ششم از همان باب در زمينه حشر و شبهه ابن ابى العوجاء در مورد آيه : « كُلَّما نَضِجَتْ جُلُودُهُمْ بَدَّلْناهُمْ جُلُوداً غَيْرَها لِيَذُوقُوا الْعَذابَ » « 4 » و پاسخ امام صادق عليه السلام ، مىباشد . مجلسى به عنوان ايضاح ، بيانى مختصر دارد و تحقيق آن را به آينده موكول كرده است . استاد در تعليقه‌اش نوشته : مادىها و طبيعىها در مورد انسان و ديگر موجودات ، جز جسم ، چيزى ديگرى را عقيده ندارند و لذا انسان در نظر آن‌ها مجموعه اعضا و

--> ( 1 ) . بحارالانوار ، ج 7 ، ص 35 . . ( 2 ) . بقره ، آيه 260 . . ( 3 ) . بحارالانوار ، ج 7 ، ص 36 . . ( 4 ) . نساء ، آيه 56 . .