السيد الطباطبائي

76

مجموعه رسائل ( فارسى )

استاد در تعليقه خويش چنين نوشته : چون ، انعدام هر چيز جز خداوند سبحان ، تقدم و تأخر و هر معناى حقيقى را از بين مىبرد و نسبت ميان دنيا و آخرت و آغاز و انجام و تمام معارف الهى را كه در كتاب و سنت قطعى آمده باطل مىكند . چنين احتمالى به طور قطع منتفى است . و رواياتى كه در اين معنا ، ظهور دارند با روايت‌هاى معارض ، تبيين و توجيه مىشوند و اما احاديث صور ، خبر واحداند و در حد تواتر نيستند و همه مطالب آن‌ها را قرآن تأييد نمىكند و خبر واحد فقط در مورد احكام عملى و فروع فقهى حجت است و جز در آن مورد نه از طرق عقلى و نه از راه شرعى اعتبار و سنديت ندارد . پس ما به طور اجمال به صور كه در قرآن آمده لازم است عقيده داشته باشيم ، اما اخبارى را كه راجع به صور ، مطالب مفصل‌ترى مطرح كرده‌اند نه مىپذيريم و نه رد مىكنيم ، بلكه علم و دانش آن‌ها را به خدا و رسول و امامان اهل بيت - صلوات اللّه عليهم اجمعين - وامىگذاريم . « 1 » حديث سوم از باب سوم از ابواب معاد ، خبرى است طولانى در داستان بخت نصر و اشاره به ماجراى عزير . علامه مجلسى در بيان خود مىنويسد : عزير دوست داشت كه صحنه زنده كردن مردگان را به چشم ببيند . استاد در تعليقه خود نوشته است : اين پيامبر ، زنده كردن استخوان‌هاى مردگان را كُند و بطئى شمرد و مدتى را كه آن احيا صورت بگيرد بسيار طولانى انگاشت و شاهد بر اين احتمال ، جواب او به سؤال خداى متعال است كه پس از زنده كردن او پرسيد « كَمْ لَبِثْتَ قالَ لَبِثْتُ يَوْماً أَوْ بَعْضَ يَوْمٍ قالَ بَلْ لَبِثْتَ مِائَةَ عامٍ » . « 2 » ( يعنى پس از

--> ( 1 ) . همان ، ص 336 . . ( 2 ) . بقره ، آيه 259 . .