السيد الطباطبائي

67

مجموعه رسائل ( فارسى )

نكته اين است كه به ظاهر قرآن ، همه آن مقوله‌ها كه به خدا نسبت داده مىشوند ، از باب مجازات و كيفر بر معصيت است ، چنان‌كه فرمود : « وَ ما يُضِلُّ بِهِ إِلَّا الْفاسِقِينَ » « 1 » ، « فَلَمَّا زاغُوا أَزاغَ اللَّهُ قُلُوبَهُمْ » « 2 » . پس نسبت اضلال بدين معنا و هر آنچه جنبه كيفر پيدا كند ، به خدا قبيح نمىباشد . « 3 » در باب هشتم از ابواب عدل ، در تفسير آيه : « سَنَسْتَدْرِجُهُمْ مِنْ حَيْثُ لا يَعْلَمُونَ » . « 4 » از امام صادق عليه السلام حديثى آورده : اذا احدث العبد ذنباً جدد له نعمة فيدع الاستغفار فهو الاستدراج . . . ؛ هر گاه انسان گناهى مرتكب شود ، خداوند نعمتى تازه به او مىبخشد ، باز او طلب مغفرت نمىكند و همين را استدراج گويند . علامه مجلسى در توضيح مطلب مىنويسد : مراد از گناه مورد نظر در آيه ، جز كفر است . استاد طباطبائى مىنگارد : اين بيان مخدوش است ، چون كفر همانند ايمان داراى مراتب و درجات است ، چنان كه فرمود : « ثُمَّ كَفَرُوا ثُمَّ ازْدادُوا كُفْراً » « 5 » و معناى آيه اين است كه آنان را به كفرى شديدتر از كفر پيشين مىبرد و روايت مزبور هم با اين مطلب ، تنافى ندارد . « 6 » حديث سيزدهم از باب نهم ، درباره اين است كه معرفت و شناخت آفريدهء خداوند در دل آدمى است و از آن‌جا كه در حديث از معاينه خداوند در عالم ذر ، سخن

--> ( 1 ) . بقره ، آيه 26 . . ( 2 ) . صف ، آيه 5 . . ( 3 ) . بحارالانوار ، ج 5 ، ص 207 . . ( 4 ) . قلم ، آيه 44 . . ( 5 ) . نساء ، آيه 137 . . ( 6 ) . بحارالانوار ، ج 5 ، ص 215 . .