السيد الطباطبائي
66
مجموعه رسائل ( فارسى )
« وَ ما أَصابَكَ مِنْ سَيِّئَةٍ فَمِنْ نَفْسِكَ » « 1 » . برخى امور مثل بلاها و بيمارىها را بد دانسته و با بدى ياد كرده است ، در صورتى كه آنها ، از لحاظ وجود و هستى و خلقت و آفرينش هستند نه زشت و خوبند نه نازيبا الا اينكه سوء و بدى آنها عرضى و در مقايسه با چيزهاى ديگر مىباشد . در نتيجه ، اشيا و پديدهها اعم از خيرات و شرور از حيث وجود و خلقت مستند به خدايند چنانكه در خبر ديگر فرمود : الخير و الشر كله من اللّه ؛ « 2 » خير و شر همگى از خداوند است . و همچنين اگر نسبت را اعم از ذاتى و عرضى فرض كنيم باز استناد همه چيز به خداست اما از ديگر سو ، شرور از اين جهت كه شرند ( چون عدمىاند ) به خدا نسبت داده نمىشوند ، چنانكه در حديث مورد بحث چنين فرموده است هر كه شرور را به خدا نسبت دهد دروغپرداز است . « 3 » حديث چهل و يكم از باب هفتم ، در تفسير آيه « وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَ قَلْبِهِ » « 4 » است كه امام فرمود : يعنى خداوند مانع مىشود كه انسان باطل را حق بداند . مجلسى در توجيه حديث فرموده : خداوند انسان را به حق هدايت مىكند و بعد ، چهار وجه از سيد مرتضى علمالهدى در معناى آيه نقل مىكند . استاد در پايان بيان علامه مجلسى چنين نگاشته است : وجوه ياد شده در معناى آيه ، همگى براى فرار از نسبت فعل قبيح به خداوند تعالى است ، زيرا ممانعت ، مكر و امر به معصيت و هر چيزى كه نوعى اضلال و گمراه كردن باشد ، زشت است و صدور آن از حكيم ناممكن مىباشد ، پس هيچ كدام را نمىتوان به خدا منسوب دانست ، ولى
--> ( 1 ) . نساء ، آيه 79 . . ( 2 ) . بحارالانوار ، ج 5 ، ص 161 . . ( 3 ) . همان ، ص 161 - 162 . . ( 4 ) . انفال ، آيه 24 . .