السيد الطباطبائي
59
مجموعه رسائل ( فارسى )
همزمان ؟ اشعرىها مىپندارند كه استطاعت فقط به هنگام انجام كار است نه قبل از آن . و معتزله و اماميه به وجود استطاعت قبل از انجام كار عقيده دارند ، منتها معتزله مىگويند : عبد ، در انجام كار و در اين استطاعت و به كار گرفتن ابزار و قوا ، مستقل مىباشد و آن كار هيچگونه ارتباطى به خداوند ندارد ، اما اماميه با الهام از اخبار اهلبيت عليهم السلام مىگويند : استطاعت بر انجام كار به كمك خدا و در ارتباط با اوست و انسان به هيچ وجه در هيچ كارى مستقل نمىباشد : « كُلًّا نُمِدُّ هؤُلاءِ وَ هَؤُلاءِ مِنْ عَطاءِ رَبِّكَ وَ ما كانَ عَطاءُ رَبِّكَ مَحْظُوراً » ؛ « 1 » همه را ما يارى مىكنيم ، اينان و آنان را از عطا و بخشش پروردگارت و عطاى پروردگار تو ممنوع نيست . با اين توضيح روشن مىشود كه تأويل و تفسير مصنف در اين زمينه ، بسيار شگفتآور است و روايات در عكس آنچه او گفته ، صراحت دارند . « 2 » حديث باب دوم از ابواب عدل از ابوالحسن سوم عليه السلام ، در ردّ جبر و تفويض و اثبات عدالت و منزلت ميانه به طور مفصل و گسترده نقل شده است . مجلسى تحت عنوان « فذلكة » بيان مىكند كه به استناد اخبار كثيرى از ائمه عليهم السلام جبر و تفويض ، نفى و امر ميانه اثبات شده است و در پايان به دو روايت اشاره مىكند : شخصى از امام پرسيد : آيا خداوند بندگان را بر معصيت ، مجبور ساخته ؟ امام فرمود : نه . سؤال كرد : كار را به آن جا تفويض كرده است ؟ فرمود : نه . پرسيد : پس چگونه است ؟ امام جواب داد : لطفى است از پروردگارت ميان اين دو . و از برخى اخبار هم استفاده مىشود كه مراد از نفى تفويض ، نفى استقلال در كار عبد نيست به طورى كه خداوند نتواند او را از انجام آن برگرداند ، بلكه امر ميانه آن است كه خداوند انسان را
--> ( 1 ) . اسراء ، آيه 2 . . ( 2 ) . بحارالانوار ، ج 5 ، ص 39 ؛ و به بيان مجلسى در ص 40 رجوع كنيد . .