السيد الطباطبائي

60

مجموعه رسائل ( فارسى )

مختار قرار داده ، او مىتواند انجام بدهد يا ندهد با اين‌كه خداوند مىتواند او را از انجام يا ترك منصرف كند و باز دارد . استاد علامه در تعليقه بر اين بيان نوشته است : مفهوم هر دو حديث يكى است و آن چيزى است كه هر انسانى در وجود خود مىبيند كه قطع نظر از اسباب و موانع ، او مالك اختيار فعل و يا ترك است ، يعنى مىتواند كارى را انجام بدهد و يا ترك كند و امال مالكيت اختيار ، چيزى است كه خداوند سبحان او را صاحب اختيار كرده ، چنان‌كه در اخبار آمده است و بهترين مثال در اين مورد اين است كه مولايى به بنده زر خريدش مال و همسرو خانه و لوازم زندگى تمليك مىكند . هرگاه بگوييم اين تمليك از سوى مولا ، ملكيت خود او را از ميان مىبرد ، اين مفهوم تفويض را دارد و اگر بگوييم اين تمليك براى بنده هيچ مالكيت و اختيارى ايجاد نمىكند و وضع مثل قبل از تمليك مىباشد . اين مفهوم جبر است و اما اگر بگوييم ، بنده مالك مىشود و مولا مالك همه چيز حتى مالك خود بنده هم مىباشد در عين حال بنده هم داراى اختيار است ، اين همان سخن و امر بين‌الامرين است . « 1 » حديث سى و يكم از باب سوم از ابواب عدل ، در زمينه قضا و قدر است . مجلسى در ذيل حديث‌ها بيانى توضيحى دارد . استاد در تعليقه خود توضيحى شافىتر دارد كه در فهم احاديث كمك مىكند ، ايشان چنين نوشته است : . . . كسى كه از امر ناخوشايندى مىپرهيزد ، چون مىداند كه آن رخ نخواهد داد و يا آسيبى نخواهد داشت ، داراى چه فضيلتى مىتواند باشد ؟ و هم‌چنين عقلا به توهمات خيلى دور و نامحتمل اعتنا نمىكنند و ترتيب اثر نمىدهند ، پس سخن حق و شايسته آن است كه يقين و باور محكم بر اين كه كارها به دست خداست حالتى در انسان به وجود مىآورد كه او براى تأثير جز خدا ، وقعى نمىنهد و

--> ( 1 ) . همان ، ص 83 . .