السيد الطباطبائي
258
مجموعه رسائل ( فارسى )
براى معانى مخصوص مورد نظر است ؛ اما دو نكتهء ديگر ربطى به وضع الفاظ ندارد ، بلكه مربوط به ساختمان فكرى و ذوق لطيف آدمى است . بديهى است كه قواى دماغى ما بسيار محدود است ، و ما طبعاً نمىتوانيم به تمامى تفاصيل و جزئيات حوادث خارجى و امور واقعى ، با حفظ همهء روابط و ضوابط احاطه داشته باشيم . از اين رو ، ما هيچگاه از اشتباه مصون نيستيم ، و همواره ممكن است از نكات بسيارى در غفلت باشيم ؛ به خصوص كه تكامل ما تدريجى است ، و هستى ما تدريجاً رو به كمال مىرود ، و اين خود موجب مىشود كه معلومات ما نيز اختلاف تدريجى داشته بالمآل ، از نقص به سوى كمال در حركت باشد . هيچ خطيب سخن سنج و شاعر سخنپردازى را نمىتوان يافت كه اول و آخر كلامش يكسان باشد ، زيرا انسان هرچند هم علامهء زمان و نابغهء دوران باشد ، باز محدود است و از خطا ايمن نيست ؛ در نتيجه ، اولًا : هيچ انسانى به تمام اجزاء و شرايط واقع وقوف نيابد ، و ثانياً : سخنان گذشتهاش با آينده همسان نباشد ؛ حتى كسى كه در مجلسى سخن مىگويد ، آغاز و فرجام سخنش يكسان نيست ، و اگر هم در مواردى اين اختلاف براى ما روشن نباشد ، و ما نيز نتوانيم انگشت روى موارد اختلاف بگذاريم ، باز قانون تحول و تكامل اختلاف آن را اثبات مىكند . طبق اين بيان ، اگر سخنى را صد در صد راست ، حق ، قاطع و خالى از هر گونه اختلاف و دگرگونى يافتيم كه آغاز و انجامش يكسان ، و همهء جهات بلاغت و جمال در آن در حد اعلا بود ، و بدون هيچ ابهامى حكايت از احاطهء علمى به تمام ابعاد واقع داشت ، يقين خواهيم كرد كه اين سخن ، كلام الهى است و ساختهء مغز متحول و متغير و محدود بشر نيست ؛ و اين همان است كه قرآن مىفرمايد : « . . . اگر از جانب غير خدا مىبود ، در آن اختلافات فراوان مىيافتند . » « 1 »
--> ( 1 ) . نساء ، آيه 82 . .