السيد الطباطبائي
259
مجموعه رسائل ( فارسى )
قرآن كريم در آيات بسيار ، از اوصاف خود نيز سخن گفته است كه به برخى از آنها ذيلًا اشاره مىكنيم : 1 . « وَ السَّماءِ ذاتِ الرَّجْعِ * وَ الْأَرْضِ ذاتِ الصَّدْعِ * إِنَّهُ لَقَوْلٌ فَصْلٌ * وَ ما هُوَ بِالْهَزْلِ » ؛ « 1 » سوگند به آسمان فرو ريزندهء باران « 2 » و زمين شكافنده « 3 » كه اين قرآن جدا كنندهء حق از باطل است ، و هرگز سخن سست و گزاف نيست . خداى تعالى در اين آيات به تحول آسمان و زمين سوگند ياد كرده ، تا ثبات و پابرجايى و عدم تحول قرآن را بيان كند ، چه قرآن بر حقيقتى ثابت و تغييرناپذير - كه همان تأويل آن است - استوار گرديده است . 2 . « بَلْ هُوَ قُرْآنٌ مَجِيدٌ * فِي لَوْحٍ مَحْفُوظٍ » ؛ « 4 » بلكه اين كتاب ، قرآنى شريف و ارجمند است كه در لوح محفوظ حق نگاشته شده است . 3 . « وَ الْكِتابِ الْمُبِينِ * إِنَّا جَعَلْناهُ قُرْآناً عَرَبِيًّا لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ * وَ إِنَّهُ فِي أُمِّ الْكِتابِ لَدَيْنا لَعَلِيٌّ حَكِيمٌ » ؛ « 5 » سوگند به اين كتاب مبين ، كه ما آن را قرآنى به زبان عربى قرار داديم ، تا مگر شما بدان
--> ( 1 ) . طارق ، آيات 11 - 14 . . ( 2 ) . رجع : به فتح را و سكون جيم : باران كه از پى باران آيد . برخى گويند خداى تعالى از آن جهت باران را « رجع » ناميد كه بايستد ، باز فرو ريزد ، باز بايستد . برخى ديگر نيز اين وجه تسميه را ناشى از آن دانستهاند كه بخار آب پس از تصاعد و تبديل شدن به تودههاى ابر متراكم ، دوباره در قالب قطرههاى باران به سوى زمين باز مىگردد . ( اقرب الموارد ، ج 1 ، ص 391 ؛ نثر طوبى ، ج 1 ، ص 291 و مفردات راغب ، ص 194 . ) . ( 3 ) . صدع : بر وزن رجع : شكاف در اجسام سخت ، مانند : شيشه ، آهن ، و نظاير آنها . مفسّران گفتهاند : مراد آن است كه زمين شكافته مىشود ، و از آن گياه و درخت مىرويد ، و نهر جارى مىشود ، و راهها در ميان كوهها پديد مىآيد . ( مفردات راغب ، ص 284 و نثر طوبى ، ج 2 ، ص 37 . . ( 4 ) . بروج ، آيات 21 - 22 . . ( 5 ) . زخرف ، آيات 2 - 4 . .