السيد الطباطبائي
208
مجموعه رسائل ( فارسى )
اين آيهها دلالت دارند بر اين كه حتى امورى كه زمام آنها در دست بشر است ، بى اذن خدا امكان تحقق ندارد ، زيرا اين امور اگرچه به خواست و ارادهء انسان انجام مىپذيرند ، ولى اراده و مشيت انسان به دست خود او نيست ، و منوط به مشيت الهى است . البته ، منظور اين نيست كه انسان هرچه را اراده كند ، خدا نيز آن را اراده مىكند ، زيرا چنين برداشتى غلط و مخالف با ظواهر قرآن است ، چنان كه حق تعالى فرمايد : 1 . « وَ لَوْ شِئْنا لَآتَيْنا كُلَّ نَفْسٍ هُداها » ؛ « 1 » اگر مىخواستيم ، هر نفسى را ( جبراً ) به كمال هدايتش مىرسانديم . 2 . « وَ لَوْ شاءَ رَبُّكَ لَآمَنَ مَنْ فِي الْأَرْضِ كُلُّهُمْ جَمِيعاً . . . » ؛ « 2 » اگر پروردگارت مىخواست ، تمامى مردم روى زمين ( به جبر و الزام ) ايمان مىآوردند . طبق اين بيان ، هر ارادهاى كه در ما پديد مىآيد ، مبتنى بر اراده و اذن خداست ؛ و گرنه بى اذن او هرگز ارادهاى پديد نخواهد آمد . كارهايى هم كه از ما سر مىزند - از طريق ارادهء ما - به اذن و ارادهء خدا بستگى دارد ؛ بدين معنا كه چون كارهاى ما از روى اراده و اختيار است ، و ارادهء ما نيز در دست خداست ؛ در نتيجه ، كارهاى ما ( با حفظ جنبهء اختيار ) منوط به اراده و مشيت اوست . خلاصه اين كه ، همهء امور ، چه عادى باشند و چه خارق عادت ؛ و خارق عادت هم چه در مسير خير باشد ، مانند معجزه و كرامت ، و چه در مسير شر ، مانند سحر و كهانت ، معلول علل طبيعى مىباشند ، و در عين حال به اذن و ارادهء پروردگار بستگى دارند ، و بدون آن هرگز تحقق نمىيابند . همهء موجودات عالم ، اگرچه از نظر استناد وجودشان به حضرت احديت يكسان
--> ( 1 ) . سجده ، آيه 13 . . ( 2 ) . يونس ، آيه 99 . .