السيد الطباطبائي

209

مجموعه رسائل ( فارسى )

هستند ، و فقط به ارادهء حق تحقق مىيابند و بدون اذن او هرگز جامهء هستى نمىپوشند ؛ ولى در اين ميان ، معجزات و كرامات امتياز خاصى دارند ، زيرا ارادهء حتمى و وعدهء قطعى خداوند پشتوانهء آن‌هاست ؛ چنان كه خود فرمايد : « خداوند مقرر فرموده كه من و رسولانم پيروز خواهيم شد . . . » « 1 » و همو فرمايد : « . . . هنگامى كه دعاكننده‌اى مرا بخواند ، دعايش را اجابت كنم . . . . » « 2 » و ) قرآن معجزه را به علل شكست‌ناپذير نسبت مىدهد از بحث‌هاى سابق نتيجه مىگيريم كه معجزه نيز همانند ساير امور خارق عادت ، نياز به علل طبيعى دارد ، و از اين جهت ، با امور عادى هيچ تفاوتى ندارد . همهء امور عادى و غير عادى ، از علل مخفى مخصوصى سرچشمه مىگيرند ، و تنها تفاوت موجود در ميان آن‌ها اين است كه امور عادى همواره با يك سلسله علل ظاهرى - كه غالباً با علل حقيقى همراه است - توأم مىباشند ، و امر و فرمان خدا پشتيبان آن علل حقيقى است ؛ اما خارق عادت‌ها عموماً مستند به يك سلسله اسباب طبيعى غير عادى هستند ، كه آن‌ها نيز به اسباب حقيقى و اذن حضرت پروردگار مقرون مىباشند . كارهاى خارق عادت گاهى جزء شرورند ، مانند سحر و كهانت ، كه در اين صورت با دعوى پيامبرى و تحدى [ دعوت به مقابله ] توأم نيستند ؛ و گاهى از قبيل خيراتند ، مانند استجابت دعا و معجزات ؛ كه معجزات ، خود همواره با تحدى و ادعاى نبوت توأم هستند . كارهاى خارق عادت ، عموماً - در زمينهء شرور يا خيرات - به اسباب طبيعى غير عادى مستند هستند ، كه با اسباب حقيقى مقارنند ؛ منتها ، معجزات و

--> ( 1 ) . مجادله ، آيه 21 . . ( 2 ) . بقره ، آيه 186 . .