السيد الطباطبائي
195
مجموعه رسائل ( فارسى )
امور محسوس و ملموس است ، و گرنه علم نه هرگز مىتواند وجود معجزه را انكار كند ، و نه آن را ناديده انگارد ، زيرا علم هر روز شاهد چندين كار خارق العاده است كه چشم و گوش جهان از اخبار آنها پر است . همه روزه دانشمندان جهان كارهاى خارق العادهء فراوانى از مرتاضها و جوكىها مىبينند ، و آنها را در جرايد و مجلات و كتابها نيز مىخوانند . آنان چون در وجود چنين كارهاى خارق العاده ترديدى ندارند و راهى نيز براى انكار آنها نمىيابند ، ناگزير به توجيه آنها مىپردازند . روانكاوان در مقام توجيه كارهاى خارق العادهء مرتاضان گفتهاند : « اين كارها به جريان امواج الكتريسيتهء مغناطيسى ناشناختهاى مربوط مىشود . » آنگاه فرضيهاى را بدين گونه مطرح ساختهاند : « رياضتها و مبارزات نفسانى هر قدر سختتر باشند ، بيشتر انسان را بر امواج الكتريسيتهء مرموز مغناطيسى مسلط مىسازند ؛ و در اين صورت انسان بهتر مىتواند در آن امواج به دلخواه دخل و تصرف كند . اين امواج در اختيار اراده و شعورى است ، و يا اراده و شعورى با آنها همراه است . كسى كه بتواند اين امواج را به تسلط خود درآورد ، مىتواند تصرفات عجيبى در ماده انجام دهد و آن را به هر شكلى كه بخواهد درآورد . اين فرضيه اگر ثابت شود و هيچ اشكالى هم اساس آن را متزلزل نكند ، سر از فرضيهء جديدى در مىآورد كه تمامى حوادث پراكنده را توجيه كرده همه را به يك علت مرتبط خواهد ساخت ؛ و در اين صورت ، نظير فرضيهء « قوه و حركت » « 1 » خواهد
--> ( 1 ) . مراد آن است كه « سابق بر اين ، حوادث مادى را معلول وجود قوايى در اشياء مختلف مىدانستند كه با انتشار آنقوا ، اشياء از صورتى به صورت ديگر در مىآيند . » ( تفسير الميزان ، ترجمهء استاد مكارم شيرازى ، ج 1 ، ص 94 . ) البته ، بطلان اين فرضيه كاملًا روشن است ، زيرا قرآن كريم علاوه بر اينكه سببيت برخى از موجودات را براى برخى ديگر تصديق مىكند ، در نهايت ، امر همهء موجودات را به خداى تعالى نسبت مىدهد و نتيجه مىگيرد كه اسباب وجودى ، سببيت خود را از خود ندارند و در تأثير مستقل نيستند ، بلكه به مقتضاى « لا مؤثّر فى الوجود الّااللَّه » مؤثر حقيقى تنها خداست و بس ؛ چنان كه در اين آيات : ( بقره ، آيهء 284 ، نساء ، آيهء 78 اعراف ، آيهء 54 ، و حديد ، آيهء 5 ) بدان اشاره شده است . ر . ك : همين كتاب ، ذيل بند ج از بخش « اعجاز از نظر قرآن » . .