السيد الطباطبائي
183
مجموعه رسائل ( فارسى )
تكميل و تسويه جسمى هر فرد انسان ، اعم از آدم و يا فرزندانش ، گفتهاند و دليلى كه بر اين مدعا ذكر كردهاند اين است كه معنا بايد انطباق بالفظ داشته باشد و « نكره » بودن كلمه « سلاله » افاده عموم نمىدهد ، زيرا كلمه « نكره » وقتى مفهوم عام خواهد داشت كه در سياق نفى استعمال شده باشد . توضيح ما : با توجه به متن آيه 9 كه در نيمه اول آن ضمير سوم شخص مفرد و در نيمه اخيرش ضمير جمع به كار برده شده و با استفاده از آيات 26 تا 29 سوره حجر « 1 » كه در همين بيان است ، شايد به سهولت دريافت شود كه در تعبير آقاى طباطبائى از آيات 7 تا 9 سوره سجده ، ربط منطقى وجود ندارد و از جمله : الف ) اگر منظور در نفحه روح الهى كه به تعبير ايشان در هنگام تكميل و تسويه خلقت هر فرد صورت مىگيرد ، ايجاد حيات و زندگى است مگر در جنين و مخصوصاً احوال اوليه جنينى كه هنوز اعضا پديد نيامدهاند ، حيات وجود ندارد ؟ ! تغذيه - تنفس - تبديل و رشد كه در جنين كليه موجودات زنده ، بلا استثنا برقرار است ، همه از آثار حيات و با همين آثار است كه موجودات ذىروح از غير ذىروح متمايز مىباشند . ب ) اگر مقصود از نفحه روح پروردگار ، پيوستن و ضميمه گشتن علم و تشخيص و فكر بر پيكر انسانى است ، به مدلول صريح آيه تعليم - سورهء بقره - و آيات مشابه ديگر ، اين پيوند جز بر آدم صفى آن هم پس از آمادگى خلقتى او صورت نگرفته و به نص قرآن ، اين ابداع در آفرينش براى بنى آدم عمومى ندارد . اما اين كه فرمودهاند : در تفسير آيات ، معنا بايد انطباق با لفظ داشته باشد ، مصداق صريح اين ايراد بر گفتار خود ايشان است كه مثلًا در آيه 7 مورد بحث كلمه « انسان » را
--> ( 1 ) . متن آيات 26 و 28 و 29 سوره « حجر » از اين قرار است : « وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ مِنْ صَلْصالٍ مِنْ حَمَإٍ مَسْنُونٍ * . . . وَ إِذْ قالَ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَةِ إِنِّي خالِقٌ بَشَراً مِنْ صَلْصالٍ مِنْ حَمَإٍ مَسْنُونٍ * فَإِذا سَوَّيْتُهُ وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي فَقَعُوا لَهُ ساجِدِينَ » . .