السيد الطباطبائي
164
مجموعه رسائل ( فارسى )
پس آيات : 11 اعراف و 26 تا 29 سوره حجر و 11 تا 13 سوره مؤمنون و 7 تا 9 سوره سجده و 1 تا 3 سوره شريفه دهر و بسى آيات متفرق ديگر ناظر به چه امرى است ؟ آنچه محقق و بىترديد مىباشد ، اين است كه آيات مزبور مبين پيدايش انسان و آدم در نتيجه علل و عوامل خارقالعاده و يا آفرينش عادى نمىباشند . و اما اين كه اين قبيل آيات در بيان خلقت تدريجى و تكاملى موجودات تا انسان ذى شعور و بستگى او به ساير مخلوقات زنده و غير زنده هست يا نيست ، من باب اجتناب از تكرار و خوددارى از اطناب بىمورد كلام ، بهتر آن است كه از خواننده محترم تقاضا كنيم تا به متن بخش دوم از كتاب خلقت انسان مراجعهاى بفرمايند . 6 . جناب آقاى طباطبائى در سطور 11 تا 19 از صفحه 270 جلد 16 تفسير الميزان آيه 59 از سوره شريفه آل عمران : « إِنَّ مَثَلَ عِيسى عِنْدَ اللَّهِ كَمَثَلِ آدَمَ خَلَقَهُ مِنْ تُرابٍ ثُمَّ قالَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ » را دليل بر آفرينش مستقيم آدم از خاك ذكر نمودهاند و خوانندگان محترمى كه كتاب خلقت انسان را ملاحظه فرمودهاند ، مىدانند در آنجا بحث نسبتاً مفصلى راجع به آيه مزبور صورت گرفته و نتيجهگيرى كه از آن شده ، برعكس نظر آقاى طباطبائى در پيوستگى آدم به نوع بشر همزمان و پيش از او بوده است . آقاى طباطبائى در ابتداى بحث ، راجع به آيه 59 آل عمران متذكر شدهاند ، اين آيه در جواب نصاراى نجران است كه ادعاى فرزندى خدا را براى عيسى عليه السلام داشتهاند . البته اين تذكر صحيح است و ما هم در كتاب خلقت انسان يادآور بودهايم كه بيان آيه 59 براى نجرانىها به تناسب اطلاعاتى كه ايشان از خلقت آدم داشتهاند ( اطلاعات مأخوذ از تورات تحريف شده زمان خودشان ) مقنع بوده و شايد بعد از اين بيان و احتجاج ، قبول نمودند كه مسيح بن مريم عليهما السلام فرزند خدا نيست و مىتوانند تصور بشرى و بستگى به بشر ، درباره او داشته باشند . تذكر آقاى طباطبائى در مستفاد بودن آيه 59 ، هنگام گفتوگو با نصاراى نجران ،