السيد الطباطبائي

165

مجموعه رسائل ( فارسى )

صحيح است ، اما به دلايل ذيل كه مشروح‌تر آن‌ها در كتاب خلقت انسان است ، بيان آيه مزبور را نمىتوان شاهد و دليلى براى خلقت مستقيم آدم از خاك و گل دانست و درست برعكس ، مضمون اين آيه ، خلقت با سابقه و پيوسته آدم را به ساير انسان‌ها و آمادگى تدريجى او را تا برگزيدگى ، مىتوان دريافت كرد : اولًا : آقاى طباطبائى در سطور 16 تا 19 صفحه 270 متذكر شده‌اند : « اگر مراد از خلقت آدم ، انتهاى آفرينش او از خاك مثل ساير متكونين از نطفه‌ها باشد ، در اين صورت خصوصيتى براى آدم نخواهد بود تا بتوان عيساى بدون پدر تولد يافته را ، با وى قياس كرد و در اين صورت معناى آيه ( آيه 59 ) بنفسه فاسد مىشود . . . » . اگر با چنين تعبير ، خللى به مفهوم آيه وارد مىشود ، آيا با تصريحاتى كه آقاى طباطبائى در سطور گذشته از مقاله خود نموده‌اند و « آدم و زوجه او را پديد آمده از خاك و از غير پدر و مادر » متذكر شده و چنين آدم تصورى را در آيه 59 سوره آل عمران طرف تشبيه با مسيح مادر دار قرار داده‌اند ، معناى آيه مزبور فاسد نمىشود ؟ ! قرآن براى هيچ پيغمبرى مثل عيسى عليه السلام مقيد به ذكر نام مادر و بعضى از انساب نمىباشد و براى هيچ مرسلى ، مثل مسيح بن مريم عليهما السلام طهارت مادر وى را خصوصاً در دوران‌هاى بارورى و باردارى و وضع حمل ، به دقت بيان نفرموده است . اين تصريحات براى چيست ؟ آيا جز براى آن است كه بستگى نسلى اين پيغمبر را ، به سلسله بشرى تأكيد فرمايد و ولادت اختصاصى اين فرستاده را كه بر طبق حكمتى بوده است ، از نظر بشرى غير طبيعى معرفى نمايد ؟ حال با تمام اين سوابق و تصريحات ، اگر در تفسير آيه 59 از سوره آل عمران ، آدم را كه طرف تمثيل با عيسى بن مريم قرار گرفته ، موجود مستقيم از خاك - حتى غير متولد از مادر « 1 » - بدانيم ، آيا تفسير نابجايى از آيه ننموده‌ايم ؟ !

--> ( 1 ) . براى توجه به آن كه بىپدر متولد شدن مسيح عليه السلام از نظر بشرى غيرطبيعى نيست خواهشمند است به توضيح ما در كتاب خلقت انسان مخصوصاً مبحث « خلقت مريم و آثارى از زندگى او » ( صفحه 159 از چاپ سوم ) مراجعه فرماييد . .