سيد مرتضى حسيني فيروزآبادي ( مترجم : ساعدي )
60
فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي )
با اين طرز رفتارش كه گريست و خنديد ، دانستم مانند زنهاى ديگر است و از نظر عقل و كياست بر ما برترى ندارد ؟ ! اين گمان همواره خاطر مرا به خود مشغول داشت تا اينكه پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله از دنيا رحلت كرد . من به فاطمه عليها السّلام ، گفتم : هنگامى كه پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله بيمار بود و به ديدارش آمده بودى ، خود را دوبار روى بدن آن حضرت افكندى ؛ مرتبه اوّل كه سر برداشتى ، گريستى و بار ديگر كه آن عمل را تكرار كردى و سر برداشتى ، خنديدى ، علت چه بود ؟ فاطمه عليها السّلام در پاسخ گفت : بار نخست پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله به من اطلاع داد كه از اين بيمارى بهبود نمىيابد و ميميرد ، من از شنيدن اين سخن گريستم و آنگاه كه فرمود تو در اسرع وقت و پيش از افراد ديگر خاندانم به من ملحق مىشوى ، خوشحال شدم و خنديدم . « ترمذى » همين حديث را به طريق ديگر از « عايشه » روايت كرده است . مؤلف گويد : « حاكم » حديث مورد بحث را در [ مستدرك 4 / 272 ] نقل كرده و اظهار مىدارد كه اين حديث به نظر « بخارى » و « مسلم » از احاديث صحيح است و « بخارى » در « ادب المفرد » در باب « قيام الرجل لاخيه » ، حديث مورد نظر را ذكر كرده است و در آخر آن مىگويد : هنگامى كه فاطمه عليها السّلام شنيد نخستين كسى است كه در پى آن حضرت دار فانى را وداع مىكند ، مسرور شد و به شگفت آمد . [ حلية الاولياء ابو نعيم 2 / 40 ] از « ابن عباس » نقل مىكند كه رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله به فاطمه عليها السّلام ، فرمود : تو نخستين كسى از خاندانم هستى كه به من مىپيوندى .