سيد مرتضى حسيني فيروزآبادي ( مترجم : ساعدي )
383
فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي )
و مورخان اواسط قرن پنجم هجرى است . [ الكنى و الالقاب 2 / 186 ] مىنويسد : از علماى شافعى بود و در اصول از اشعرىها به شمار مىآمد و از حفاظ و ادباى عصر خودش بود و به « خطيب » يا « خطيب بغدادى » شهرت داشت و اين بدان جهت است كه در جمعه و اعياد در جامع بغداد به ايراد خطبه مىپرداخته است . گويند ، هنگامى كه « خطيب » بيمار بود وصيت كرد كه دويست دينار پولى كه داشت در ميان محدثان و فقيهان و نيازمندان تقسيم كنند و تمام لباسهاى او را صدقه بدهند و تمام كتابهايش را وقف عام براى همهء مسلمانان نمايند و اين وصيت بخاطر آن بود كه وارثى نداشت . « خطيب » پس از « ابو نعيم » ، حافظ دوران خود بود . « خطيب » تمام « صحيح بخارى » را در ظرف سه مجلس بر « حيرى » قرائت كرد . « خطيب » هنگامى كه در مكه بود ، آب زمزم را به اين منظور آشاميد كه تاريخى براى بغداد بنويسد و در جامع منصورى املاى حديث كند و پس از مرگ در كنار « بشر حافى » دفن شود . آرى « خطيب » به هر سه منظورش رسيد . پايهء معلوماتش تا آنجا بود كه هرگاه خطبا يا وعّاظ مىخواستند حديثى روايت كنند نخست حديث مورد نظر را به اطلاع او مىرسانيدند ؛ اگر « خطيب » صحت آن حديث را تصديق مىكرد ، آن را روايت مىكردند و اگر صحت آن را امضا نمىكرد ، از روايت كردن آن اعراض مىكردند . گويند كه يكى از يهوديها نامهاى در دست داشت كه رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله در آن نامه دستور داده بود از اهل خيبر جزيه نگيرند ، اين نامه بدست رئيس الرؤساء رسيد . وى آن نامه را به رؤيت « خطيب » رسانيد . وى پس از اندك تأملى گفت : اين نام جعلى است ! سؤال شد كه از كجا دانستى ؟ در پاسخ گفت : در اين نامه شهادت « معاويه » ديده مىشود ، حال آنكه « معاويه » در فتح مكه اسلام آورد و خيبر در سال هفتم هجرى فتح شده ؛ ديگر آنكه شهادت « سعد بن معاذ » ثبت شده با آنكه « سعد بن معاذ » در كارزار بنى قريظه - كه دو سال پيش از جنگ خيبر بود - كشته