سيد مرتضى حسيني فيروزآبادي ( مترجم : ساعدي )

29

فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي )

اول گريستى و در مرتبه دوم خنديدى ؟ فاطمه عليها السّلام در پاسخ من فرمود : سرّ پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله را افشا نخواهم كرد ! اين راز همچنان سر بسته ماند تا اينكه پيغمبر اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله از دار دنيا رحلت كرد و دوباره آن راز را از فاطمه عليها السّلام پرسيدم و او را سوگند دادم كه مرا از آن راز آگاه سازد ! فاطمه عليها السّلام فرمود : اكنون كه پدرم را از دست داده‌ام جاى آن دارد كه سرّ آن حضرت را افشا كنم . فاطمه عليها السّلام فرمود : بار اول كه سر به گوش من نهاد ، گفت : هر سال « جبرئيل » يك بار قرآن را بر من عرضه مىداشت ، امسال « جبرئيل » دوبار قرآن را بر من تلاوت نمود و از رفتارش چنين برداشت كردم كه مرگ من فرارسيده است . بنابراين از خدا بپرهيز و شكيبائى را از دست مده كه من خوب پدرى براى تو هستم . فاطمه عليها السّلام فرمود : اين سخن ، تاب و توان را از من ربود و بىاختيار گريستم . رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله وقتى ناراحتى مرا ديد ، بار ديگر سر به گوش من گذارد و فرمود : اى فاطمه ! آيا خرسند نيستى از اينكه سرور و بانوى زنان با ايمان باشى ، و به روايتى ، بزرگ زنان اين امت باشى . مؤلف گويد : « مسلم » اين حديث را در « صحيح » در كتاب « فضائل الصحابه » در باب فضائل حضرت فاطمه عليها السّلام ، روايت كرده و افزوده است : تو نخستين كسى از خاندان من هستى كه به من مىپيوندى . و براى بار دوّم در همان باب به طريق ديگر بدون كم و كاست به نقل آن پرداخته است . « ابن ماجه » در « صحيح » در باب يادآورى از بيمارى پيغمبر اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله ، آنچه را « مسلم » اضافه كرده بود ، متذكر شده است . و « ابو داود طيالسى » در [ مسند جلد 6 ] در « احاديث النساء » آورده است كه فاطمه عليها السّلام بزرگ زنان جهانيان يا بزرگ زنان اين امت است . « ابو نعيم » در [ حلية 2 / 29 ] اظهار داشته است كه فاطمه عليها السّلام سرور و سيدهء زنان جهانيان ، يا سرور و سيدهء زنان اين امت است . و طرق متعدد اين حديث را آورده است . « طحاوى » در [ مشكل الآثار 1 / 48 و 49 ] به دو طريق ، حديث مورد بحث را نقل مىكند و « نسائى » در [ خصائص ص 34 ]