سيد مرتضى حسيني فيروزآبادي ( مترجم : ساعدي )

30

فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي )

گفته است : فاطمه عليها السّلام بانوى بانوان اين امت و بانوى بانوان جهانيان است . [ صحيح ترمذى 2 / 306 ] در باب مناقب امام حسن مجتبى و امام حسين سيد الشهدا عليها السّلام ، به سند خود ، از « حذيفه » نقل مىكند كه در يكى از روزها ، مادرم از من پرسيد : مدّتى است كه با رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله ملاقات خصوصى نداشته‌اى ؟ در پاسخ گفتم : آرى ، مدتى است كه اين افتخار نصيب من نشده است . مادرم گفت : مناسب است از طرف من پيغامى به آن حضرت بدهى . گفتم : اجازه بده امشب پس از اداى نماز مغرب با رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله ، پيغام تو را به عرض آن حضرت تقديم بدارم و براى خود و تو ، از ايشان التماس دعا نمايم . آن شب به مسجد رفتم و پس از نماز مغرب ، رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله بلافاصله به نمازهاى ديگر پرداخت و همچنان نماز مىگزارد تا موقع نماز عشا فرارسيد . نماز عشا را هم برگزار كرد و بلافاصله از مسجد بيرون رفت . پشت سر حضرت حركت كردم ناگهان صداى مرا شنيد و فرمود : « حذيفه » هستى ؟ گفتم : آرى ، يا رسول الله ! فرمود : حاجتت چيست ، خدا تو و مادرت را بيامرزد ! آنگاه فرمود : فرشته‌اى كه تاكنون به زمين نيامده بود از خدا اجازه گرفت تا به زمين بيايد تا به من سلام كند و مژده دهد كه فاطمه عليها السّلام ، سرور زنان بهشت است و حسن و حسين هر دو ، سرور جوانان اهل بهشت هستند . مؤلف گويد : « حاكم » اين حديث را در [ مستدرك 3 / 151 ] به دو طريق مختصرى نقل كرده و در هر دو طريق ، به نام فاطمه عليها السّلام اكتفا نموده است و طريق دوم را صحيح مىداند . « احمد حنبل » در [ مسند 5 / 391 ] ، « ابو نعيم » در [ حلية 4 / 190 ] ، « ابن اثير » در [ اسدالغابة 5 / 574 ] ، « متقى » در [ كنزالعمال 6 / 217 ] ، « رويانى » و « ابن حبّان » در « صحيح » از « حذيفه » ، در صفحه 218 از « ابن عساكر » از « حذيفه » ، در [ 7 / 102 ] از « ابن جرير » از « حذيفه » و در صفحه 111 از همان كتاب به نام حضرت زهرا عليها السّلام بسنده كرده و از « ابن ابى شيبه » هم نقل مىنمايد .