سيد مرتضى حسيني فيروزآبادي ( مترجم : ساعدي )
104
فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي )
و ( لذّت مىبرم ) . و « طبرانى » اين حديث را نقل كرده است . [ همان كتاب 7 / 110 ] از « سعد بن مالك » روايت است كه بحضور پيغمبر اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله شرفياب شدم در حالى كه حسنين بر پشت پيغمبر اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله قرار گرفته بودند و بازى مىكردند ؛ عرض كردم : يا رسول الله ! اين دو بزرگوار را دوست مىداريد ؟ فرمود : چگونه آنها را دوست نداشته باشم ؟ در حالى كه اينان ، دو ريحانهء دنياى مناند . « ابو نعيم » اين حديث را روايت مىكند . مؤلف گويد : « هيثمى » در [ مجمع 9 / 181 ] حديث مزبور را روايت كرده و مىگويد : « بزّاز » آن را نقل كرده و سندش هم صحيح است . [ ذخائر العقبى ص 124 ] از « سعيد بن راشد » روايت مىكند كه در يكى از روزها ، حسنين عليهما السّلام با سرعت بسوى پيغمبر اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله مىدويدند ، پيغمبر اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله يكى از آنها را كه زودتر به رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله رسيد بغل گرفت و به سينه چسبانيد ؛ پس از او ديگرى فرا رسيد ، او را هم بغل گرفت و به سينه چسبانيد و فرمود : اين دو بزرگوار ، دو دسته گل خوشبوى دنياى مناند ؛ كسى كه مرا دوست مىدارد ، بايد آنها را هم دوست بدارد . « ابن بنت منيع » اين حديث را روايت مىكند . [ مستدرك حاكم 3 / 165 ] به سند خود ، از حضرت فاطمه عليها السّلام روايت مىكند كه در يكى از روزها ، پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله به خانهء من آمد و پرسيد : آن دو فرزندم كجايند ؟ عرض كردم : على عليه السّلام آنها را بيرون برده است . پيغمبر اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله بلافاصله از خانه خارج شد و به محلى رفت كه آنها در آنجا بودند . وقتى رسيد ديد حسنين در زمين سبزهزارى مشغول بازى هستند و مقدارى خرما هم در برابرشان ريخته شده . رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله فرمود : يا على ! تصميم ندارى پيش از اينكه هوا گرم و سوزناك شود ، آنها را به خانه ببرى ؟