السيد الطباطبائي ( مترجم : استاد ولى )
46
سنن النبى ( آداب و سنن پيامبر ص ) ( فارسى )
36 ) امام عسكرى عليه السّلام فرمود : به پدر بزرگوارم عرض كردم : هنگامى كه يهود و مشركان با رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله عناد و لجاجت مىورزيدند ، آيا آن حضرت با آنان مناظره و احتجاج مىكرد ؟ فرمود : آرى ، بارها و بارها اين اتفاق افتاد . 37 ) پيامبر اكرم صلّى اللَّه عليه و آله فرمود : از نخستين چيزهايى كه خداوند مرا از آنها نهى كرد نزاع و كشمكش با مردم بود . 38 ) امير مؤمنان عليه السّلام فرمود : وقتى از رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله چيزى مىخواستند ، اگر مىخواست آن را انجام دهد مىفرمود : آرى ( به چشم ) ، و اگر نمىخواست انجام دهد سكوت مىكرد ، و هرگز در بارهء چيزى « نه » نمىگفت . 39 ) انس گويد : هر گاه خدمت پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله مىرسيديم حلقهوار دور هم مىنشستيم . 40 ) جابر گويد : هر گاه رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله بيرون مىشد يارانش پيشاپيش آن حضرت راه مىرفتند و پشت سر او را براى فرشتگان مىگذاشتند . 41 ) جابر بن عبد اللَّه انصارى در حديثى كه برخى از آداب جنگ رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله را بر شمرده گويد : آن حضرت در جنگها آخر همهء مردم حركت مىكرد ، و اگر شخص ناتوانى از رفتن باز مانده بود او را به نرمى و آرامى رديف خود سوار مىكرد ؛ و براى شركتكنندگان دعا مىنمود . 42 ) روايت شده كه رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله از كالاى دنيا به آنچه در نظر ديگران نيكو و فريبنده بود نگاه نمىكرد . 43 ) و نيز روايت شده كه رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله چون از چيزى ناراحت و غمگين مىشد به نماز و عبادت خدا پناه مىبرد . 44 ) و نيز روايت شده كه رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله با خوى خوش خود با مردم معاشرت مىكرد ولى دلش از آنان جدا بود ؛ ظاهرش با خلق خدا و باطنش با حق تعالى بود .