السيد الطباطبائي ( مترجم : استاد ولى )
186
سنن النبى ( آداب و سنن پيامبر ص ) ( فارسى )
داء يؤذيك ، و اللَّه شافيك ، بسم اللَّه خذها فلتهنّيك . بسم اللَّه الرّحمن الرّحيم ، و فَلا أُقْسِمُ بِمَواقِعِ النُّجُومِ وَ إِنَّهُ لَقَسَمٌ لَوْ تَعْلَمُونَ عَظِيمٌ ، لتبرأنّ باذن اللَّه عزّ و جلّ « با نام خدا تو را تعويذ مىكنم و پناه مىدهم ، با نام خدا برايت از هر درد كه آزارت مىرساند شفا مىخواهم ، و خداوند شفا دهندهء توست ، به نام خدا اين تعويذ را بگير كه تو را گوارا باد . به نام خداوند بخشندهء مهربان ، سوگند به جايگاه ستارگان ، كه آن به حقيقت قسمى بزرگ است اگر بدانيد ؛ حتما به اذن خداوند بهبود خواهى يافت » . پس رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله برخاست و از بند تب نجات پيدا كرد . آنگاه فرمود : اى جبرئيل ، تعويذى بليغ بود ! جبرئيل عرضه داشت : آن از خزانهاى است كه در آسمان هفتم است . دعا و تعويذ آن حضرت براى دفع سحر 407 . ابن عباس گويد : لبيد بن اعصم براى رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله جادو كرد و آن را در چاه بنى زريق پنهان نمود . رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله مريض شد ؛ موقعى كه آن حضرت خوابيده بود دو ملك آمده ، يكى بالاى سر و ديگرى پايين پاى حضرت نشست و حضرت را به وضع جادو خبر داده گفتند : جادو در ميان جلد شكوفهء خرما قرار داده شده و در ته چاه « ذروان » زير سنگى نهاده شده است . رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله از خواب بيدار شد و على عليه السّلام را با زبير و عمّار فرستاد تا آن را بيرون آورند . على عليه السّلام با همراهان آب چاه را كشيده سنگ ته چاه را بلند كردند و جادو را در زير آن پيدا كرده ، خدمت رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله آوردند . در ميان جلد شكوفهء خرما مقدارى از موى سر پيغمبر ( كه موقع شانه زدن ريخته بود ) با چند دندانه از دندانههاى شانهء آن حضرت وجود داشت كه به آنها يازده گره با سوزن دوخته شده بود . پس اين دو سوره ( قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ ، و قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ ) بر حضرت نازل شد . رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله هر آيهاى كه