السيد الطباطبائي
66
سنن النبى ( ص ) ( بوستان كتاب ) ( فارسى )
نمىبريد ، مگر آنكه از حد مشروع تجاوز كند كه در آن صورت با نهى و يا برخاستن ، كلام او را قطع مىنمود . امام حسين عليه السلام فرمود : سپس ، از سكوت رسول خدا صلى الله عليه و آله پرسيدم . پدرم فرمود : سكوت آن جناب بر چهار چيز بود : حلم ، حذر ، تقدير و تفكر . سكوتش در تقدير و اندازهگيرى براى آن بود كه همهء مردم را به يك چشم ببيند و به گفتار همه به يك نحو گوش دهد . اما سكوتش در تفكر ، آن بود كه در چيزهاى باقى و فناپذير فكر مىكرد . سكوتش در حلم ، صبر و بردبارى بود كه داشت . بهطورى كه خشمناك نمىشد و از چيزى متنفر نمىگشت . سكوتش در حذر ، در چهار مورد بود ؛ به كارهاى نيك چنگ مىزد ، تا ديگران به آن حضرت اقتدا كنند ، از كارهاى زشت دورى مىكرد تا مردم از آن پرهيز نمايند ، در انتخاب رأى صحيح براى اصلاح كارهاى امت ، جديت مىنمود و به آنچه خير دنيا و آخرت در آن بود ، قيام مىكرد . روايتى را كه خوانديد ، صاحب مكارم الاخلاق « 1 » از كتاب محمد بن اسحاق بن ابراهيم طالقانى به طريق موثقى كه به امام حسن و امام حسين عليهما السلام دارد نقل كرده و مرحوم مجلسى هم در بحار مىگويد : « اين روايت از اخبار مشهور است كه عامه نيز آن را در بيشتر كتابهايشان نقل كردهاند » . 18 . طبرسى در مكارم از انس بن مالك نقل كرده كه گفت : « رنگ چهرهء رسول خدا صلى الله عليه و آله سفيد و مانند لؤلؤ درخشندگى داشت و به آرامى گام برمىداشت و من هرگز مشك و عنبرى را بو نكردم كه از عطر آن حضرت خوشبوتر بوده باشد » . « 2 »
--> ( 1 ) . مكارم الاخلاق ، ج 1 ، ص 9 - 14 ؛ بحار الانوار ، ج 16 ، ص 161 و في كتب العامه فليراجع : الاحياء للغزالى و دلائل النبوة لأبى نعيم و السيرة لأبي إسحاق و المسند و غيرها . و رواه الصدوق في عيون اخبار الرضا ، ج 1 ، ص 316 ( 2 ) . المكارم الاخلاق ؛ ج 1 ، ص 24 و رواه الكازرونى ، عن انس . و فى عوارف المعارف ، ص 245