السيد الطباطبائي
67
سنن النبى ( ص ) ( بوستان كتاب ) ( فارسى )
19 . باز طبرسى از « كعب بن مالك » نقل كرده كه گفت : « رسول خدا صلى الله عليه و آله وقتى از چيزى خوشش مىآمد ، چهرهاش مانند قرص ماه روشن مىشد » . « 1 » 20 . غزالى در احياء العلوم مىگويد : رسول خدا صلى الله عليه و آله گفتارش از همه فصيحتر و شيرينتر بود و خود مىفرمود : من فصيحترينِ عرب هستم و اهل بهشت با لغت محمد تكلم مىكنند . . . . تا آن جا كه گويد : سخنانش همه كوتاه و جامع و خالى از فضول و وافى به تمام مقصود بود و كلمات گفتارش به يكديگر پيوستگى داشت ، كلماتش را به طورى شمرده بيان مىكرد كه شنونده آن را به خوبى به حافظه مىسپرد . جوهرهء صدايش بلند و آهنگ صدايش از همهء مردم زيباتر بود . « 2 » 21 . در مناقب از عايشه نقل شده كه گفت : « به رسول خدا صلى الله عليه و آله گفتم : بعد از شما بلافاصله داخل بيت الخلأ مىشوم ، ولى چيزى به غير از بوى مشك نمىبينم . آن حضرت فرمود : بدنهاى ما گروه پيامبران به منزلهء ارواح اهل بهشت است و آنچه از آن خارج مىشود ، زمين در خود فرو مىبرد » . « 3 » 22 . در محاسن برقى ، از امام صادق عليه السلام نقل كرده كه فرمود : « رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود : وقتى خدا عقل را آفريد به او گفت : به عقب برگرد ، برگشت . بعد به او گفت : پيش آى ، پس پيش آمد . سپس فرمود مخلوقى نيافريدهام كه نزد من محبوبتر از تو باشد . پس 99 جزء از آن را به محمد صلى الله عليه و آله عطا كرد و يك جزء ديگر را در ميان همهء بندگان قسمت نمود » . « 4 »
--> ( 1 ) . مكارم الاخلاق ، ج 1 ، ص 18 و مجمع البيان ، ج 5 ، ص 69 ( 2 ) . الاحياء العلوم ، ج 2 ، ص 363 ( 3 ) . المناقب ، ج 1 ، ص 125 و مكارم الاخلاق ، ج 1 ، ص 24 ( 4 ) . المحاسن ، ص 147 و بصائر الدرجات ، ص 208