السيد الطباطبائي
65
سنن النبى ( ص ) ( بوستان كتاب ) ( فارسى )
خُويش به قدرى نرم بود كه مردم او را براى خود چون پدرى مهربان مىدانستند و همه نزد او از حق مساوى برخوردار بودند . مجلس ، مجلسِ حلم ، حيا ، صداقت و امانت بود و در آن آوازها بلند نمىشد و حرمت مردم هتك نمىشد . اگر از كسى لغزشى سرمىزد ، جاى ديگر گفته نمىشد . اهل مجلس همه با هم عادلانه رفتار مىكردند و رفتارشان با يكديگر ، چون دوستىِ پرهيزگاران بود و به هم تواضع مىنمودند ؛ بزرگسالان را احترام مىكردند و به كوچكترها مهربان بودند ، محتاجان را بر خود مقدم مىداشتند و غريبان را نگهدارى مىكردند . سپس پرسيدم : روش رسول خدا صلى الله عليه و آله دربارهء همنشينان خود چطور بود ؟ فرمود : دائماً خوشرو ، خوشخوى و نرم بود . خشن و درشتخو و سبكسر و فحاش و عيبجو نبود ، كسى را زياد مدح نمىكرد و از چيزى كه به آن رغبت و ميل نداشت ، غفلت مىورزيد ؛ به طورى كه مردم از او ، نه مأيوس مىشدند و نه نااميد . همانا خود را از سه چيز دور مىداشت : جدال ، پرحرفى و گفتن مطالب بىفايده . و نسبت به مردم نيز از سه چيز پرهيز مىكرد ، هرگز كسى را سرزنش نمىكرد و از او عيب نمىگرفت ، لغزش و عيبهاى مردم را جستوجو نمىكرد و سخن نمىگفت ، مگر در جايى كه اميد ثواب در آن مىداشت . هنگام تكلم چنان حاضران را به خود جذب مىكرد كه از احدى صداى نفس كشيدن شنيده نمىشد ، و چون ساكت مىگشت ، آنان سخن مىگفتند . در حضور آن جناب روى مطلبى نزاع نمىكردند ، اگر كسى با ايشان صحبت مىكرد ، همه ساكت مىشدند تا سخنش پايان يابد و تكلمشان در محضر آن جناب ، به نوبت بود . اهل مجلس از چيزى كه به خنده مىافتادند ، وى نيز مىخنديد و از آنچه تعجب مىكردند ، تعجب مىكرد . بر اسائهء ادب شخص غريب در پرسش و گفتار صبر مىكرد ، تا جايى كه اصحاب در صدد جلب شخص مزاحم برمىآمدند . مىگفت وقتى صاحبان حاجت را ديديد آنان را كمك و معاونت كنيد . هرگز ثناى كسى را نمىپذيرفت ، مگر اينكه ثنايش به عنوان تشكر از آن حضرت باشد . و كلام احدى را