محمد باقر ملكيان

82

علوم قرآن در تفسير الميزان و آثار علامه طباطبايى ( قده ) ( فارسى )

علاوه بر اين‌كه اگر فرض كنيم كه در تركيب يك كلام ، اعمال قدرتى شود ، كه بشر نتواند آن‌طور كلام را تركيب كند ، معنايش اين است كه هر معنا از معانى كه بخواهد در قالب لفظ درآيد ، به چند قالب مىتواند درآيد ، كه بعضى از قالب‌ها ناقص ، و بعضى كامل ، و بعضى كاملتر است ، و همچنين بعضى خالى از بلاغت ، و بعضى بليغ و بعضى بليغ‌تر ، آن‌وقت در ميان اين چند قالب ، يكى كه از هرحيث از ساير قالب‌ها عالىتر است ، به طورى كه بشر نمىتواند مقصود خود را در چنان قالبى درآورد ، آن را معجزه بدانيم . و لازمه چنين چيزى اين است كه هرمعنا و مقصودى كه فرض شود ، چند قالب غير معجزه‌آسا دارد ، و يك قالب معجزه‌آسا ، با اين‌كه قرآن كريم در بسيارى از موارد يك معنا را به چند قالب درآورده ، و مخصوصا اين تفنن در عبارت در داستان‌ها به خوبى به چشم مىخورد ، و قابل انكار نيست ، و اگر بنا به ادعاى شما ، ظاهر آيات قرآن معجزه باشد ، بايد يك مفاد ، و يك معنا ، و يا بگو يك مقصود ، چند قالب معجزه‌آسا داشته باشد . قول به صرفه قبل از آن‌كه جواب از شبهه را بدهيم مقدمتا بايد بگوييم اين دو شبهه و نظائر آن ، همان چيزى است كه جمعى از اهل دانش را وادار كرده ، كه در باب اعجاز قرآن در بلاغتش ، معتقد به صرف شوند ، يعنى بگويند : درست است كه به حكم آيات تحدى ، آوردن مثل قرآن يا چند سوره‌اى از آن ، و يا يك سوره از آن ، براى بشر محال است ، به شهادت اينكه دشمنان دين ، در اين چند قرن ، نتوانستند دست به چنين اقدامى بزنند ، ولى اين از آن جهت نيست كه طرز تركيب‌بندى كلمات فى نفسه امرى محال باشد و خارج از قدرت بشر بوده