محمد باقر ملكيان

81

علوم قرآن در تفسير الميزان و آثار علامه طباطبايى ( قده ) ( فارسى )

بعضى از نصارى كه خواسته است با سوره فاتحه ( سرشار از معارف ) معارضه كند ، چنين گفته : « الحمد للرحمن ، رب الاكوان ، الملك الديان لك العبادة ، و بك المستعان ، اهدنا صراط الايمان » ، سپاس براى رحمان ، پروردگار كون‌ها ، و پادشاه دين‌ساز ، عبادت تو را باد ، و استعانت به تو ، ما را به سوى صراط ايمان هدايت فرما . و از اين قبيل رطب و يابس‌هاى ديگر . دو شبهه پيرامون اعجاز بلاغت قرآن حال ممكن است بگويى : اصلا معناى معجزه بودن كلام را نفهميدم ، براى اين‌كه كلام ساخته قريحه خود انسان است ، چطور ممكن است از قريحه انسان چيزى ترشح كند ، كه خود انسان از درك آن عاجز بماند ؟ و براى خود او معجزه باشد ؟ با اين‌كه فاعل ، اقواى از فعل خويش ، و منشا اثر ، محيط باثر خويش است . و به عبارتى ديگر ، اين انسان بود كه كلمات را براى معانى وضع كرد ، و قرار گذاشت كه فلان كلمه به معناى فلان چيز باشد ، تا به اين وسيله انسان اجتماعى بتواند مقاصد خود را به ديگران تفهيم نموده ، و مقاصد ديگران را بفهمد . پس خاصه كشف از معنا در لفظ ، خاصه‌اى است قراردادى و اعتبارى ، كه انسان اين خاصه را به آن داده ، و محال است در الفاظ نوعى از كشف پيدا شود ، كه قريحه خود انسان بدان احاطه نيابد ، و به فرضى كه چنين كشفى در الفاظ پيدا شود ، يعنى لفظى كه خود بشر قرار داده ، در برابر معنايى معين ، معناى ديگرى را كشف كند ، كه فهم و قريحه بشر از درك آن عاجز باشد ، اين‌گونه كشف را ديگر كشف لفظى نمىگويند ، و نبايد آن را دلالت لفظ ناميد .