محمد باقر ملكيان
65
علوم قرآن در تفسير الميزان و آثار علامه طباطبايى ( قده ) ( فارسى )
اولا تنها راه آوردن معجزه براى عموم بشر ، و براى ابد اين است كه آن معجزه از سنخ علم و معرفت باشد ، چون غير از علم و معرفت هرچيز ديگرى كه تصور شود ، كه سروكارش با ساير قواى درّاكه انسان باشد ، ممكن نيست عموميت داشته ، ديدنيش را همه و براى هميشه ببينند ، شنيدنيش را همه بشر ، و براى هميشه بشنوند ، عصاى موسايش براى همه جهانيان و براى ابد معجزه باشد ، و نغمه داوديش نيز عمومى و ابدى باشد ، چون عصاى موسى و نغمه داود ، و هرمعجزه ديگرى كه غير از علم و معرفت باشد ، قهرا موجودى طبيعى ، و حادثى حسى خواهد بود ، كه خواهناخواه محكوم قوانين ماده ، و محدود به يك زمان ، و يك مكان معينى مىباشد ، و ممكن نيست غير اين باشد . و به فرض محال يا نزديك به محال ، اگر آن را براى تمامى افراد روى زمين ديدنى بدانيم ، بارى بايد همه سكنه روى زمين براى ديدن آن در يك محل جمع شوند . و به فرض هم بگوييم براى همه و در همهجا ديدنى باشد ، بارى براى اهل يك عصر ديدنى خواهد ، بود نه براى ابد . به خلاف علم و معرفت ، كه مىتواند براى همه ، و براى ابد معجزه باشد . ثانيا وقتى اعجاز قرآن از مقوله علم و معرفت شد ، جواب اشكال شما روشن مىشود ، چون به حكم ضرورت ، فهم مردم مختلف است ، و قوى و ضعيف دارد ، همچنان كه كمالات نيز مختلف است ، و راه فطرى و غريزى انسان براى درك كمالات كه روزمره در زندگيش آن را طى مىكند ، اين است كه هر چه را خودش درك كرد ، و فهميد ، كه فهميده ، و هرجا كميت فهمش از درك چيزى عاجز ماند ، به كسانى مراجعه مىكند ، كه قدرت درك آن را دارند ، و آن