محمد باقر ملكيان

64

علوم قرآن در تفسير الميزان و آثار علامه طباطبايى ( قده ) ( فارسى )

معارف باشد كه در آغاز عرضه شده ، در آخر دوباره تكرار شده باشد ، و در طول مدت ، تكاملى نكرده تغيرى نيافته باشد ، و نيز در آن فروعى متفرع بر اصولى باشد ؟ با اين‌كه همه مىدانيم كه هيچ انسانى از نظر كمال و نقص عملش به يك حال باقى نمىماند ، در جوانى يك جور فكر مىكند ، چهل ساله كه شد جور ديگر ، پير كه شد جورى ديگر . پس انسان عاقل و كسى كه بتواند اين معانى را تعقل كند ، شكى برايش باقى نمىماند ، كه اين مزاياى كلى ، و غير آن ، كه قرآن مشتمل بر آنست ، فوق طاقت بشرى ، و بيرون از حيطه وسائل طبيعى و مادى است ، و به فرض هم كه نتواند اين معانى را درك كند ، انسان بودن خود را كه فراموش نكرده ، و وجدان خود را كه گم ننموده ، وجدان فطرى هرانسانى به او مىگويد : در هرمسأله‌اى كه نيروى فكريت از دركش عاجز ماند ، و آن‌طور كه بايد نتوانست صحت و سقم و درستى و نادرستى آن را بفهمد ، و مأخذ و دليل هيچ‌يك را نيافت ، بايد به اهل خبره و متخصص در آن مسأله مراجعه بكنى . در اينجا ممكن است اين سؤال مطرح شود كه اصرار شما براى اثبات عموميت اعجاز قرآن چه فائده‌اى دارد ، و تحدى عموم مردم چه فائده‌اى دارد ؟ آنچه مهم است اين است كه خواص معجزه بودن قرآن را بفهمند ، زيرا عوام در مقابل هردعوتى سريع الانفعال و زود باورند ، و هرمعامله‌اى كه با ايشان بكنند ، مىپذيرند . مگر همين مردم نبودند كه در برابر دعوت امثال حسينعلى بهاء و قاديانى و مسيلمه كذاب ، خاضع شده ، و آنها را پذيرفتند ؟ ! با اين‌كه آنچه آنها آورده بودند به هذيان بيشتر شباهت داشت ، تا سخن آدمى ؟ در پاسخ مىگوييم :