محمد باقر ملكيان

22

علوم قرآن در تفسير الميزان و آثار علامه طباطبايى ( قده ) ( فارسى )

يك طرف انسان با خواست و اراده خود كار مىكند و در نتيجه تا كارى را به سبب شرائط موجوده تشخيص ندهد به انجام دادن آن اقدام نمىكند ، يعنى كار را به دنبال دستور عملى درونى انجام مىدهد و از طرف ديگر كارهايى را كه انجام مىدهد براى خود - يعنى براى رفع حوائجى كه درك مىكند - به وجود مىآورد و در نتيجه ميان اعمال و افعال وى ارتباطى است مستقيم . خوردن و نوشيدن و خواب و بيدارى و نشستن و برخواستن و رفتن و آمدن و غير آنها هركدام جايى و اندازه‌اى دارد در حالى لازم و در حالى غير لازم در شرايطى مضر مىباشد و در نتيجه انجام دادن هركارى طبق دستورى است درونى كه در درك انسان كليات آن ذخيره شده و به حسب انطباق به مورد جزئيات آنها تحقق مىپذيرد . هرفرد از انسان در كارهاى فردى خود به منزله كشورى است كه فعاليت هاى اهالى آن تحت قوانين و سنن و آداب معينه‌اى كنترل مىشود و قواى فعاله كشور نامبرده موظف‌اند كه اعمال خود را اول به دستورات لازم الرعايه آن تطبيق نموده پس از آن انجام دهند . فعاليت‌هاى اجتماعى يك جامعه نيز حال فعاليتهاى فردى را دارد و پيوسته يك نوع مقررات و آداب و رسومى كه مورد تسليم اكثريت افراد مى باشد بايد در آنها حكومت كند و گرنه اجزاء جامعه به واسطه هرج‌ومرج در كمترين وقت و كوتاه‌ترين فرصتى درهم و متلاشى خواهد شد . نهايت اگر جامعه جامعه مذهبى باشد ، حكومت از آن احكام مذهب خواهد بود و اگر جامعه غيرمذهبى متمدن باشد ، فعاليت‌ها از قانون پيروى خواهد كرد و اگر جامعه غير مذهبى و متوحش باشد ، آداب و رسومى را كه