محمد باقر ملكيان
125
علوم قرآن در تفسير الميزان و آثار علامه طباطبايى ( قده ) ( فارسى )
آن معجزه است و كسى نمىتواند سورهاى مانندش بياورد ، اين نيز هست . و هر صفت ديگرى كه آن دارد اين نيز دارد . آرى ، جا دارد كه به همين دليل اتكاء كنيم ، چون بهترين دليل بر اينكه قرآن كريم كلام خدا و نازل بر رسول گرامى او است خود قرآن كريم است كه متصف به آن صفات كريمه است و هيچ احتياج به دليل ديگرى غير خود ولو هرچه باشد ، ندارد . پس قرآن كريم هرجا باشد و به دست هركس باشد و از هرراهى به دست ما رسيده باشد ، حجت و دليلش با خودش است . و به عبارت ديگر قرآن نازل از ناحيه خداى تعالى به قلب رسول گرامىاش ، در متصف بودن به صفات كريمهاش احتياج و توقف ندارد بر دليلى كه اثبات كند اين قرآن مستند به آن پيغمبر است ، نه به دليل متواتر ، و نه متظافر . هرچند دلائلى هم در اينباره اقامه شده ، ولى كلام خدا بودنش موقوف بر اين دليل نيست ، بلكه قضيه به عكس است ، يعنى از آنجايى كه اين قرآن متّصف به آن اوصاف مخصوص است مستند به پيغمبرش مىدانيم ، نه اينكه چون به حكم ادله مستند به آن جناب است قرآنش مىدانيم . پس قرآن كريم در اين جهت به هيچ كتاب ديگرى شبيه نيست . در مورد كتابها و رسالههاى ديگر وقتى مىتوانيم به صاحبش استناد دهيم كه دليلى آن را اثبات كرده باشد . و همچنين اقوالى كه منسوب به بعضى از علماء و صاحبنظران است ، صحت استنادش به ايشان موقوف است بر دليل نقلى قطعى ، يعنى متواتر و يا مستفيض ، ولى قرآن خودش دليل است بر اينكه كلام خدا است .