محمد باقر ملكيان

111

علوم قرآن در تفسير الميزان و آثار علامه طباطبايى ( قده ) ( فارسى )

از آن به بعد دائما ابى بكر به من مراجعه مىكرد تا خداوند سينه مرا گشاده كرد ، آن‌چنان كه قبلا سينه ابى بكر و عمر را گشاده كرده بود . با جرأت تمام به جستجوى آيات قرآنى برخاستم و آنها را كه در شاخه‌هاى درخت خرما و سنگ‌هاى سفيد نازك و سينه‌هاى مردم متفرق بود جمع‌آورى نمودم و آخر سوره توبه را از جمله لَقَدْ جاءَكُمْ رَسُولٌ تا آخر سوره برائت را نزد خزيمه انصارى يافتم و غير او كسى آن را ضبط نكرده بود و اين صحف نزد ابى بكر بماند تا آن‌كه از دنيا رفت ، از آن پس نزد عمر بود تا زنده بود و بعد از آن نزد حفصه دختر عمر نگه‌دارى مىشد « 1 » . و از ابى داوود از طريق يحيى بن عبد الرحمن بن حاطب روايت شده كه گفت : عمر آمد و گفت : هركه از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله آيه و چيزى از قرآن شنيده و حفظ كرده باشد آن را بياورد . و در آن‌روز داشتند قرآن را در صحيفه‌ها و لوح‌ها و . . . جمع‌آورى مىكردند و قرار بر اين داشتند كه از احدى چيزى از قرآن را نپذيرند تا آن‌كه دو نفر برطبق آن شهادت دهند « 2 » . و باز از او از طريق هشام بن عروه از پدرش - البته در طريق سند اسم چند نفر برده نشده - روايت كرده كه گفت : ابى بكر به عمر و به زيد گفت : بر در مسجد بنشينيد ، هركس دو شاهد آورد برطبق آنچه از قرآن حفظ كرده ، پس آن را بگيريد و بنويسيد « 3 » .

--> ( 1 ) . صحيح بخارى : 6 / 255 ، باب جمع القرآن . ( 2 ) . الاتقان : 1 / 58 . ( 3 ) . الاتقان : 1 / 58 .