محمد باقر ملكيان
101
علوم قرآن در تفسير الميزان و آثار علامه طباطبايى ( قده ) ( فارسى )
شبهه : ناتوانى بشر از آوردن مثل قرآن دليل از ناحيه خدا بودن قرآن نيست بعضى گفتهاند - و يا ممكن است بگويند - : صرف اينكه كسى نتواند مثل آن كلام را بياورد دلالت ندارد بر اينكه آن كلام معجزه است ، و مستند به رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله نيست ، براى اينكه صفات كمالى در نوع بشر پيدا مىشود يكى بليغ ، يكى نويسنده ، ديگرى شجاع ، و آن ديگرى سخى ، و افراد ديگر داراى فضايل ديگرند ، اين صفات كمال داراى مراتبى متفاوت و مختلفاند ، بعضى از مردم در داشتن يكى از اين فضايل برتر از بعض ديگرند ، و چون چنين است قهرا اين فضايل مرتبهاى خواهد داشت كه فوق همه مراتب ديگر باشد ، مرتبهاى كه نهايت درجهاى باشد كه نفس بشر بتواند به آن برسد . پس ، هرصفتى از صفات كمال كه فرض شود در بين انسانها فردى پيدا خواهد شد كه عالىترين درجه آن را داشته باشد ، درجهاى كه هيچكس ديگرى آن درجه را نداشته و همسنگ او در آن كمال نباشد . و اين معنا قابل انكار نيست و ضرورى است كه بين عموم افراد بشر كسى يافت خواهد شد كه از همه بشر بليغتر يا نويسندهتر يا شجاعتر يا سخىتر باشد ، همانطور كه فردى يافت مىشود كه از عموم بشر بلندقامتتر و يا سنگين جثهتر باشد ، وقتى چنين است چرا جايز نباشد كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله همان فردى باشد كه از همه مردم فصيحتر و بليغتر بوده و قرآن كلام خود او باشد كلامى كه احدى نتواند در مقام معارضه با او برآيد ، و كلامش در موقفى باشد كه براى احدى از افراد بشر جاى پايى در آن موقف نباشد ؟ بنابراين ، صرف ناتوانى بشر از آوردن مثل آن كلام دليل نمىشود بر اينكه كلام او از ناحيه خداى تعالى بوده و ساخته دست بشر نيست ، زيرا ممكن