على رمضان اوسى
23
روش علامه طباطبايى در تفسير الميزان ( فارسى )
امورى اعتبارى بودند و از حقيقت بهرهاى نداشتند . اين طغيان مادّى در همه چيز اثر گذاشت . هر جلوهاى از جلوههاى نفس انسانى ، از افكار گرفته تا انگيزهها را صرفا نتيجهء بعد مادّيت جسم مىدانستند و تمامى تفسيرهاى آنها از جهان و حوادث آن ، از قالب تفسير مادّى خارج نمىشد . بخاطر همين تناقض ميان روحيه حاكم بر شرق از يك طرف و غرب از طرف ديگر ، افكار مسلمانان مشوّش و متزلزل شد و موج عظيمى بپاگشت ، كه بدنبال خود مسائل جديدى را در جوانب متعدّد زندگى مسلمانان مطرح كرد . « 4 » علاوه بر مشكلات مذكور كه شرق اسلامى از آن رنج مىبرد ، مسائل زيادى در زمينههاى مختلف وجود داشت . بعنوان مثال ، شرق با روشهاى سنّتى در كشاورزى ، صنعت و تجارت زندگى مىكرد ، درحالىكه غرب در اين زمينه با استخدام وسايل جديد و نيز پياده كردن نظريّات علمى ، كه با بحث و تجربه زياد بدست آمده بود ، در اين زمينهها از شرق جلو افتاده بود . مسئله ديگر ، مشكل آموزش بود كه به روش سنّتى اجرا مىشد . علىرغم اينكه كوششهاى زيادى در تغيير نظام آموزشى به سبك جديد صورت گرفت كه در كيفيّت تعليم و تربيت تأثير گذاشت ، ولى در تحول آن به سطح جديد كافى نبود . مسئله ديگر ، مشكل فقر بود . اكثر مردم ملل شرق فقير هستند و فقر ، بيماريهاى جسمى و روحى را بدنبال خود خواهد داشت . فقر و جهل و بيمارى موجب گسستگى پيوندهاى جامعه مىگردند . « 5 »
--> ( 4 ) - پس از جنگ جهانى اوّل نظريات سياسى بزرگى همچون ( نازيسم ) ، ( سوسياليسم ) ، ( دموكراسى ) ، ( كمونيسم ) بوجود آمد . هر كدام از اين نظريات ، برنامههاى سياسى ، اجتماعى و اقتصادى خاصّ خود را داشت . لذا اختلافات و خصومتها شديد شده و درگيرى ميان اين نظريات بوجود آمد . همچنين انقلاب علمانى ( جدائى دين از سياست ) بدست كمال آتاتورك در سال 1938 در تركيه صورت گرفت . اين انقلاب اسفانگيزترين اثر خود را روى مسلمانان غيرتمند ، برجاى گذاشت . بگونهاى كه قوانين اسلامى را به قوانين غربى تغيير دادند و زندگى در تركيه رنگ جدائى دين از سياست به خود گرفت . رنگى كه روح مذهبى اسلام را مسخ كرد . ( كارل بروكلمان : تاريخ الشعوب الإسلامية ، بيروت ، انتشارات دار العلم للملايين 1968 ، چ 5 ص : 699 - 710 ) . ( 5 ) - احمد امين : زعماء الاصلاح فى عصر الحديث ، ص : 338 - 349 .