مراد على شمس

837

با علامه در الميزان ( فارسى )

مِنْ حَيْثُ لا يَعْلَمُونَ » ، « استدراج » را مقيد كرد به راهى كه خود آنان نفهمند ؟ ج - براى اين است كه بفهماند اين نزديك‌كردن [ به هلاكت ] آشكارا نيست ، بلكه در همان سرگرمى به تمتع از مظاهر زندگى مادى مخفى است ، و درنتيجه ايشان با زياده‌روى در معصيت پيوسته به سوى هلاكت نزديك مىشوند ، پس مىتوان گفت استدراج تجديد نعمتى بعد از نعمت ديگرى است تا بدين‌وسيله التذاذ به آن نعمت‌ها ايشان را از توجه به و بال كارهايشان غافل بسازد . « 1 » و به وجه ديگرى وقتى كه از ذكر پروردگارشان غافل گشته و آيات او را تكذيب كردند اطمينان و آرامش دل‌هايشان را از دست دادند ، و ناگزير شدند با تثبيت به اسباب ديگرى غير از خدا دل خود را آرامش دهند ، و چون غير خدا چيزى نمىتواند دل‌ها را آرامش دهد ، لذا بيش‌از پيش به قلق و اضطراب درونى دچار شدند ، و ديگر از حقيقت سعادت زندگى بىخبر ماندند ، خيال كردند معناى زندگى همين است كه ايشان در آنند ، لاجرم اين سرگرمى به زخارف دنيا و مهلكات را روزبه‌روز زيادتر كرده و درواقع روز به روز عذاب خود را بيشتر كردند تا سرانجام به عذاب آخرت كه تلخ‌تر و كشنده‌تر از هرعذاب است ملحق گشتند ، و اين همان استدراج در عذاب است كه ايشان به كيفر تكذيب آيات خدا به آن دچار گشتند ، تا روزى را كه به ايشان وعده داده شده بود ملاقات كنند .

--> ( 1 ) . ر . ك : سورهء اعراف ، آيهء 95 . سورهء آل عمران ، آيهء 197 .