مراد على شمس
818
با علامه در الميزان ( فارسى )
« وَ أَنِ اعْبُدُونِي هذا صِراطٌ مُسْتَقِيمٌ » « 1 » و آيهء : « قُلْ إِنَّنِي هَدانِي رَبِّي إِلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ دِيناً قِيَماً مِلَّةَ إِبْراهِيمَ حَنِيفاً ؛ بگو به درستى پروردگار من مرا به سوى صراط مستقيم كه دينى است قيم ؛ و ملت حنيف ابراهيم ، هدايت فرموده » « 2 » نيز اين معنا استفاده مىشود . چون هم عبادت را صراط مستقيم خوانده ، و هم دين را ، با اينكه اين دو عنوان بين همه سبيلها مشترك هستند ، پس مىتوان گفت مثل صراط مستقيم نسبت به سبيلهاى خدا ، مثل روح است نسبت به بدن ، همانطور كه بدن يك انسان در زندگيش اطوار مختلفى دارد ، و در هريك از آن احوال و اطوار غير آن انسان در طور ديگر است ، مثلا انسان در حال جنين غير همان انسان در حال طفوليت ، و بلوغ ، و جوانى ، و كهولت و سالخوردگى ، و فرتوتى است ، ولى در عين حال روح او همان روح است ، و در همه آن اطوار يكى است ، و با بدن او همهجا متحد است . . . . پس معلوم شد كه براى سبيل مرتبههاى بسيارى است ، بعضى از آنها خالص ، و بعضى ديگر آميخته با شرك و ضلالت است ، بعضى راهى كوتاهتر ، و بعضى ديگر دور تر است ، اما هرچه هست به سوى صراط مستقيم مىرود و به معنائى ديگر همان صراط مستقيم است ، كه بيانش گذشت . « 3 » * سجده س 781 - در چه صورتى سجده براى غير خدا جائز است ؟
--> ( 1 ) . سوره يس ، آيهء 61 . ( 2 ) . سورهء انعام ، آيهء 161 . ( 3 ) . الميزان ؛ ج 1 ، ص 49 - 52 .