مراد على شمس

775

با علامه در الميزان ( فارسى )

س 744 - پاسخى كه به منكرين تجرّد روح از طرفداران مبدأ و معاد و اديان داده شده است چيست ؟ ( بحث فلسفى ) ج - آنچه در پاسخ استدلال مادىها گفتيم عموما بر اين گونه استدلالات هم وارد مىشود . لذا احتياج به تكرار جواب نداريم ، چيزىكه در اينجا بايد اضافه كرد دو موضوع است . اوّل اينكه مىگويند : اصول علمى امروز كافى براى بيان حقيقت حيات و كشف علل آن نيست لذا بايد آن را معلول موجودى در خارج از عالم ماده دانست ، حرف صحيحى نيست زيرا از كجا مىدانيم در آينده پرده از روى اين اسرار برداشته نشود و خواص سلول‌هاى حياتى از راه علل طبيعى قابل توجيه نباشد تازه به فرض اينكه علم در آينده هم عاجز از كشف علل طبيعى آن باشد از كجا معلوم است درواقع علل طبيعى نداشته باشد اين هم يك مصداق ديگرى از آن مغالطه معمولى است كه « نيافتن » را به جاى « نبودن » قالب مىزنند . دوم اينكه مىگويند : قسمتى از موجودات عالم ( يعنى موجودات مادى ) مربوط به علل طبيعى است ، و قسمتى ديگر ( يعنى خواص حياتى ) مربوط به عالم ماوراء ماده و خداست اين سخن مستلزم اين است كه در عالم ايجاد قائل به دو اصل و مبدأ باشيم ، اين مطلبى است كه نه الهيين آن را مىپذيرند و نه مادىها ، و تمام ادله توحيد آن را ابطال مىكند . « 1 »

--> ( 1 ) . الميزان ( 40 جلدى ) ؛ ج 2 ، ص 241 .