مراد على شمس
771
با علامه در الميزان ( فارسى )
س 740 - چرا در بسيارى از اوقات امر بر حس يا قوّهء ادراكى مشتبه مىشود اين اشتباه ناشى از چيست كه مثلا امور كثيره را واحد ، و ادراكات كثير ، و متغير قابل تجزيه را واحد و بسيط و ثابت مىبيند ؟ ( بحث فلسفى ) ج - براى اينكه اشتباه و غلط هميشه در مطلبى است كه به مقايسه به دست مىآيد يعنى در امور نسبى است ، ولى ذات هرچيز قطع نظر از مقايسه و سنجش با حقايق ديگر اشتباهبردار نيست . پس اشتباه ، خود يكى از امور نسبى است نه از امور نفسى و واقعى ، چون اشتباه هرقدر هم غلط باشد ، براى خودش حقيقت و واقعيت است ، مثلا وقتى ما اجرام بسيار بزرگ آسمانى را ريز و كوچك و به صورت نقطههائى سفيد مىبينيم و براهين علمى به ما مىفهماند كه در اين ديد خود اشتباه كردهايم و همچنين اگر شعلهء آتش گردان را دائره مىبينيم ، و اشتباهات ديگرى كه حسّ ما مىكند ، وقتى اشتباه است كه آنچه را در درك خود داريم ، با آنچه كه در خارج هست بسنجيم ، آن وقت مىفهميم كه آنچه در درك ما هست در خارج نيست ، اين را مىگوييم اشتباه . و اما آنچه كه در درك ما هست خودش اشتباه نيست ، به شهادت اينكه بعد از علم به اينكه اجرام آسمانى قدر كرهء زمين ما و يا هزاران برابر آن است ، باز هم ما آنها را به صورت نقطههايى نورانى مىبينيم و باز هم شعلهء آتشگردان را به صورت دائره مىبينيم پس در اينكه آن جرم آسمان در ديد ما نقطه است و آن شعله دائره است ، اشتباهى نيست ، بلكه اشتباه خواندنش ، اشتباه و غلط