مراد على شمس
766
با علامه در الميزان ( فارسى )
س 738 - ادلّه و توجيه « مادّيين » درخصوص انكار تجرّد روح چيست ؟ ( بحث فلسفى ) ج - ماديها مىگويند : بحثهاى علمى امروز كه پيشرفتها و ترقيات زيادى كرده و با دقت فوق العاده حقايق را تعقيب مىكند براى تمام خواص بدنى ما علل مادى يافته است همچنين در ميان آثار روحى چيزىكه قابل انطباق بر قوانين ماده نباشد ديده نمىشود بنابراين الزامى براى قائل شدن به يك روح مجرد نمىبينيم . آنها مىگويند : سلسله اعصاب ما دائما و در نهايت سرعت ادراكات را به عضو مركزى كه مغز است مىرسانند ، و اين ادراكات مجموعه واحدى را تشكيل مىدهد كه اجزاء آن از يكديگر تشخيص داده نمىشود و از بين رفتن دائمى بعضى اجزاء و جانشين شدن جزء ديگر به جاى آن محسوس نمىباشد ، آن حقيقتى را كه بهعنوان « خود » مشاهده مىنماييم و هنگام صحبت از آن تعبير به « من » مىكنيم همين مجموعه ادراكات متصل است . و اينكه هرگز از خود غافل نمىشويم به دليل آن است كه فعاليت اعصاب ما هيچگاه متوقف نمىشود ، زيرا توقف آن مساوى با مرگ است ، و اينكه مشاهده مىكنيم آن حقيقت همواره ثابت است از يك نظر صحيح است ، زيرا اين مجموعه ادراكات گرچه بهطور دائم در تغيير و تبدل مىباشد ، ولى چون اجزاء آن متواليا و به سرعت جانشين يكديگر مىشوند اينطور به نظر مىرسد كه ثابت و يكنواخت است ، درست مانند حوض آبى است كه دائما از يك طرف آن آب داخل مىشود و از طرف ديگر به همان مقدار خارج مىگردد و دائما مملو از آب است . با اينكه ذرات و اجزاء آب مرتبا جاى خود