مراد على شمس
71
با علامه در الميزان ( فارسى )
س 48 - آيا اسلام آزادى هرنوع عقيدهاى را تصويب نموده است ؟ ج - يكى از عجايب اين است كه بعض از اهل بحث و مفسرين با زور و زحمت خواستهاند اثبات كنند كه در اسلام عقيده آزاد است ، و استدلال كردهاند به آيهء شريفهء : « لا إِكْراهَ فِي الدِّينِ ، در دين اكراه و اجبارى نيست » « 1 » و آياتى ديگر نظير آن . ما تفسير آيه را در جاى خود بيان داشتيم و در اينجا بيان مىكنيم كه : اساس نواميس و احكام الهى بر توحيد و يگانهپرستى است و با اين ترتيب چگونه ممكن است كه اسلام آزادى عقيده را تثبيت نمايد آيا تصويب آزادى عقيده ( براساس آيه مذكور ) از يك طرف و پى و بنيانكار را بر توحيد قرار دادن از طرف ديگر جز يك تناقض روشن و صريح چيز ديگرى مىتواند باشد ؟ اين مطلب عينا مثل اين مىماند كه دنياى متمدن امروز قوانين تشريع بكند و آنگاه در آخر اين يك قانون را هم اضافه بكند كه مردم در عمل به اين قوانين آزادند ، اگر خواستند ، عمل بكنند و اگر نخواستند نكنند . توضيح اينكه : عقيده كه عبارت است از درك تصديقى ، اگر در ذهن انسان پيدا شود ، اين حاصل شدنش عمل اختيارى انسان نيست ، تا بشود فلان شخص را از فلان عقيده منع و يا در آن عقيده ديگر آزاد گذاشت بلكه آنچه در مورد عقايد مىشود تحت تكليف درآيد لوازم عملى آن است ، يعنى بعضى از كارها را كه با مقتضاى فلان عقيده منافات دارد منع ، و بعضى ديگر را كه مطابق مقتضاى آن عقيده است تجويز كرد ، مثلا شخصى را وادار كرد به اين كه مردم را به سوى فلان عقيده دعوت كند و با آوردن دليلهاى محكم
--> ( 1 ) . سورهء بقرهء ، آيهء 256 .