مراد على شمس

707

با علامه در الميزان ( فارسى )

دنيا و ظرفى هم كه به آن اتكاء شده زمان زندگى دنيايى ما و يا زندگى نوع بشر و مدّت اقامت او در زمين است ، و خلاصه ظرف داستان مورد بحث آيه عين ظرف وجود نوع انسان در دنيا است با اين حال چرا از اين ظرف به لفظ « اذ » تعبير فرمود ؟ و حال آنكه هيچ مصححى براى تعبير به اين لفظ نيست ، چون همانطور كه گفته شد لفظ مزبور دلالت دارد بر اينكه داستان ، قبل از نقل آن واقع شده است ، عنايت ديگرى از قبيل تحقق وقوع و امثال آن هم در كار نيست تا مصحح آن باشد . پس اينكه فرمود : « وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنِي آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ » چنان كه دلالت دارد بر خلقت نوع انسان به نحو توليد و بيرون كشيدن فردى از فرد ديگر و به راه انداختن افراد بىشمار از افراد انگشت‌شمار به همين نحوى كه ما مشاهده مىكنيم و مىبينيم كه همواره نسل‌هاى متعاقب وجود نوع انسان را حفظ مىكند در عين حال دلالت دارد بر اينكه داستان يك نوع تقدى بر جريان خلقت و سير مشهود آن دارد . فراموش نشود كه گفتيم آن تقدمى كه آقايان فرض كرده و آن را تقدم زمانى گرفته و گفته بودند : « خداوند اوّلين فرد از اين نوع را گرفته و ماده نطفه‌اى كه منشأ نسل و ذرّيه اين نوع است از او بيرون كشيده و آن را به عدد افرادى كه از اين نوع تا قيامت به وجود مىآيند تجزيه نموده و به عين آن لباس و قالبى كه در دنيا به تن مىكند يعنى با همان عقل ، گوش ، چشم ضمير ، پشت و شكم و غيره ملبس نموده و او را بر خود شاهد گرفته و از او ميثاق مىستاند و بعد از گرفتن ميثاق دوباره او را به صلب برمىگرداند تا نوبت به سير طبيعيش برسد » فرضى است محال و آيهء شريفه هم با آن بيگانه است .