مراد على شمس

704

با علامه در الميزان ( فارسى )

حجت در اين عالم محتاج به عالم ذر باشد آن عالم ذر نيز در تماميت حجت محتاج به عالم ذر ديگرى خواهد بود بدون كمترين فرق . علاوه بر اين ، اگر انسان در دارا شدن معرفت محتاج باشد به اينكه قبل از موجود شدنش در نشئه دنيوى در عالم ديگرى به وجود ذرى موجود شود و دورهء اشهاد و اخذ ميثاق را در آن عالم طى نمايد تا در اين عالم داراى معرفت به ربوبيت پروردگار شود بايد هيچ فردى از افراد انسان از اين قانون كلى مستثنى نباشد ، و حال آنكه آدم و حوا استثنا شدند . اگر بگويى : اين استثناء به خاطر فضيلتى بوده كه آن دو دارا بوده‌اند ، مىگوييم : در ميان ذريه آن دو افرادى به وجود آمده‌اند كه داراى فضايل بيشترى بودند ، و اگر بگويى : براى اين بوده كه خلقت آن دو در آن روز خلقتى تام و كامل و در حين موجود شدن توأم با معرفت به وجود آمدند و به همين جهت محتاج نبودند به اينكه به وجود ذرّى احضار شوند ، مىگوييم : همه ذريات ايشان نيز در ظرف خاص به خود داراى خلقت تام و كامل بوده و هستند ، ممكن بود خداوند همه افراد را در هنگام به وجود آمدن توأم با معرفت به وجود بياورد ، چطور شد كه آن دو اين طور به وجود آمدند و ذريه‌شان محتاج شدند به اينكه قبل از عالم خلقت در عالم ذر موجود شده و داراى معرفت شوند ؟ اين جهات اشكالى بود كه بر مسأله عالم ذرّ و وجود ذرّى كه آقايان آن را از روايات فهميده‌اند وارد مىشود ، و هيچ بحث علمى قادر بر حل آنها نيست و به هيچ‌وجه نمىتوان آيه و روايات را بر آن حمل كرد ، حتى بنابر عادت قوم كه هميشه مدلول روايت را بر قرآن تحميل مىكنند و موافقت لفظ آيه را لازم