مراد على شمس
705
با علامه در الميزان ( فارسى )
نمىدانند ؛ زيرا اين عادت هرچند صحيح نيست در جايى است كه روايت بر معناى مورد بحث ما كه معناى محالى است ممكن نيست روايتى دلالت بر آن كند ، همچنانكه آيهء شريفه دلالتى بر آن ندارد ، همه اين حرفها در قبال نظريه دانشمندان غير حشويه و غير از برخى از محدثين است ، و امّا حشويه و برخى از محدثين كه حجيت عقل ضرورى را در قبال روايت باطل نموده و بهر روايت واحدى هرچند مخالف با برهان عقل باشد تمسك مىجويند ، و با چنين روايات معارف يقينى را اثبات مىكنند ما با ايشان هيچ بحثى نداريم . اين بود اعتراضاتى كه بر مثبتين عالم ذرّ وارد است . « 1 » س 681 - خلاصهء گفتار منكرين « عالم ذرّ » در ارتباط با آيهء شريفهء « . . . أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ قالُوا بَلى . . . » « 2 » چيست ؟ ج - گفتهاند : آيهء شريفه اشاره مىكند به وضع و حالتى كه انسان در اين زندگى دنيايى دارد ، و آن عبارت از اين است كه خداى سبحان يكيك افراد انسان را از اصلاب و ارحام به سوى مرحلهء انفصال و جدايى از پدران بيرون آورده و در آنان معرفت به ربوبيت خود و احتياج به خود را تركيب كرده است ، گوئيا بعد از آنكه متوجهشان كرد به اينكه مستغرق در احتياجند روى به ايشان كرده و مىفرمايد : « آيا من پروردگار شما نيستم ؟ » و ايشان هم بعد از شنيدن اين خطاب به زبان حال جواب دادهاند به اينكه « بلى ، تويى پروردگار ما و ما به اين معنا شهادت مىدهيم » . خداى تعالى اين سؤال و جواب درونى را در درون دل فردفرد انسانها جاى داد تا حجت را بر ايشان تمام كند و عذر
--> ( 1 ) . الميزان ؛ ج 8 ، ص 410 - 414 . ( 2 ) . سورهء اعراف ، آيهء 172 .