مراد على شمس

656

با علامه در الميزان ( فارسى )

نموده ، از آن جمله مىفرمايد : « فَأَوْجَسَ فِي نَفْسِهِ خِيفَةً مُوسى ، موسى در خود احساس ترس نمود » « 1 » و نيز مىفرمايد : « وَ إِمَّا تَخافَنَّ مِنْ قَوْمٍ خِيانَةً ، و اگر از مردمى ترس خيانتى داشتى » « 2 » ( و جمع ميان آن نفى و اين اثبات به همين است كه بگوييم انبياء از غير خدا هيچ نمىترسند ، و در موارد مذكور در بالا در مقام پيش‌گيرى برآمده‌اند ) . و بعيد نيست برگشت كلام « راغب » در فرق ميان خوف و خشيت نيز به همين باشد ، او گفته است : فرق ميان خوف و خشيت نيز به همين باشد ، او گفته است : فرق ميان اين دو اين است كه خشيت ، خوفى است كه توأم با تعظيم و بيشتر اوقات از دانايى ناشى شود ، و لذا خداى سبحان آن را به علماء اختصاص داده مىفرمايد : « إِنَّما يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماءُ » ( و پر واضح است كه مقصود از خوف در اين موارد همان ترس درونى است ) . « 3 » س 635 - با توجه به آيهء شريفهء « أَلا إِنَّ أَوْلِياءَ اللَّهِ لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ » « 4 » نفى و برداشتن خوف از غير خدا و نفى حزن از اولياى او به چه معناست ؟ ج - كوتاه سخن اينكه ، نفى و برداشتن خوف از غير خدا و نفى حزن از اولياى او به اين معنا نيست كه براى اولياء اللّه خير و شر ، نفع و ضرر ، نجات و هلاكت ، راحت و خستگى ، لذت و درد و نعمت و بلاء يكسان ، و درك اولياى خدا دربارهء آنها شبيه به هم باشد ؛ چون عقل انسانى بلكه شعور عام حيوانى هم اين معنا را نمىپذيرد ، بلكه معنايش اين است كه اولياى خدا براى

--> ( 1 ) . سورهء طه ، آيهء 67 . ( 2 ) . سورهء انفال ، آيهء 58 . ( 3 ) . الميزان ؛ ج 11 ، ص 496 . ( 4 ) . سورهء يونس ، آيهء 62 .