مراد على شمس

64

با علامه در الميزان ( فارسى )

با اين بيان روشن مىگردد كه تمامى آيات قرآنى كه از خلقت آدم از تراب ، و يا گل يا امثال آن خبر مىدهد ، همه بر مدعا ما دلالت مىكند ، يعنى مىفهماند كه خلقت او آنى ، و بدون گذشت زمان ، و بدون پدر و مادر بوده ، و گرنه ديگر براى آدم خصوصيتى نمىماند ، كه تنها خلقت او را به رخ ما بكشد ، و بفرمايد من او را از خاك يا گل خلق كرده‌ام ؛ چون در اين صورت تمامى حيوانات و انسانها نيز خلقتشان به گل و خاك منتهى مىشود . پس اگر فرموده : « إِنِّي خالِقٌ بَشَراً مِنْ طِينٍ ، من يك فرد بشر را از گل آفريدم » « 1 » و يا مىفرمايد : « وَ بَدَأَ خَلْقَ الْإِنْسانِ مِنْ طِينٍ ، خلقت انسان را از گل آغاز كرد » « 2 » همه دلالت دارد بر اينكه خلقت آدم يا خلقت ساير افراد بشر و ساير جانداران فرق داشته است . « 3 » س 42 - آيا مراد از « آدم » در قرآن آدم « نوعى » است يا « شخصى » است ؟ ج - بعضى « 4 » گفته‌اند : مراد از آدم ، آدم نوعى ، يعنى جنس و طبيعت انسان خارجى است ، كه در همهء افراد هست ؛ نه آدم شخصى ، و مراد از اينكه افراد انسان بنى آدم هستند اين است كه افراد اين نوع زياد شده چون قيود زيادى منضم به آن گشته ، و داستان داخل شدن آدم در بهشت ، و سپس بيرون شدنش به اغواى شيطان ، و نافرمانىكردن او ، يك تمثيل تخيلى است ، تا بفهماند اين نوع از جانداران فى نفسه چه مكانتى دارد ، و چقدر مقرب

--> ( 1 ) . سورهء صاد ، آيهء 71 . ( 2 ) . سوره سجده ، آيهء 8 . ( 3 ) . الميزان ؛ ج 16 ، ص 383 - 385 . [ با تصرف ] ( 4 ) . روح المعانى ؛ ج 21 ، ص 123 .