مراد على شمس

622

با علامه در الميزان ( فارسى )

كرده‌اند ، استدلالشان وقتى صحيح است كه « الف لام » در « الأسماء » براى عهد باشد ، و مراد از الحاد در اسماء تعدى از اسماء معين خدا و اضافه‌كردن اسمائى كه از طريق نقل نرسيده ، بوده باشد . و امّا در روايات بسيارى كه از طرق شيعه و سنى وارد شده كه پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله فرمود : « براى خدا نود و نه ، يعنى صد منهاى يك اسم است ، هركس آنها را بشمارد داخل بهشت مىشود » و همچنين روايات ديگرى كه قريب به اين مضمون است هيچ‌يك دلالت بر توقيف ندارد ؛ البته اين از نظر بحث تفسيرى است ، نه بحث فقهى ، ممكن است از نظر بحث فقهى و احتياط در دين جايز نباشد انسان از پيش خود براى خدا اسم بگذارد ؛ زيرا احتياط اقتضا دارد كه در اسم بردن از خدا به همان اسمائى اكتفا شود كه از طريق نقل رسيده باشد ، همه اين حرف‌ها راجع به اسم گذاردن است ، و امّا صرف اطلاق ، بدون اينكه پاى اسم‌گذارى در ميان بيايد البته اشكالى نداشته و امر در آن آسان است . « 1 » س 601 - معنا و مفهوم « رضا » و « خشم » خدا چيست ؟ ج - هرجا رضايت به خداى سبحان نسبت داده شده ، بايد بدانيم كه رضا صفت فعل او و قائم به فعل اوست ، و خلاصه صفتى است كه از فعل انتزاع مىشود مانند رحمت ، غضب ، اراده و كراهت . « 2 » پس رضايت خدا از امرى از امور ، عبارت از اين است كه فعل خدا با آن امر سازگار باشد ، درنتيجه از آنجا كه فعل خدا به‌طور كلى دو قسم است ، يكى تشريعى و يكى تكوينى قهرا رضاى او هم دو قسم مىشود ، رضاى تكوينى و

--> ( 1 ) . الميزان ؛ ج 8 ، ص 467 و 468 . [ با تصرف ] ( 2 ) . رك : سورهء بينه ، آيهء 8 ؛ سورهء نخل ، آيهء 19 ؛ سورهء مائده ، آيهء 3 .