مراد على شمس
616
با علامه در الميزان ( فارسى )
اعظم در « آية الكرسى » و اوّل سورهء « آل عمران » است ، و نيز روايتى كه مىگويد : حروف اسم اعظم متفرق در سورهء حمد است ، و امام آن حروف را مىشناسد و هروقت بخواهد آن را تركيب نموده و با آن دعا مىكند ، و درنتيجه دعايش مستجاب مىشود . و نيز روايتى كه مىگويد : آصف بن برخيا وزير سليمان با حروفى از اسم اعظم كه پيشش بود دعا كرد و توانست تخت بلقيس ، ملكهء سبا را در مدتى كمتر از چشم بر هم زدن نزد سليمان حاضر سازد ؛ و آن روايتى كه مىگويد اسم اعظم مركب از هفتاد و سه حرف است ، و خداوند هفتاد و دو حرف از اين حروف را در ميان انبيائش تقسيم نموده ، و يكى را به خود در علم غيب اختصاص داده است ؛ و همچنين روايات ديگرى كه اشعار دارد بر اينكه اسم اعظم مركب لفظى است . « 1 » س 594 - در بحث حقيقى از علّت و معلول و خواص آن ، اين سخنانى كه دلالت دارند بر لفظى بودن اسم اعظم خدا چگونه جايگاهى دارند ؟ ج - در بحث حقيقى از علّت و معلول و خواص آن ، همه اين سخنان را رفع مىكند ، زيرا تأثير حقيقى داير مدار وجود اشياء و قوت و ضعف وجود آنها و سنخيت بين مؤثر و متأثر است ، و صرف اسم لفظى از نظر خصوص لفظ آن چيزى جز مجموعهاى از صوتهاى شنيدنى نيست ، و شنيدنىها از كيفيات عرضيهاى هستند كه اگر از جهت معناى متصورش اعتبار شود ، صورتى است ذهنى كه فىنفسه هيچ اثرى در هيچ موجودى ندارند ، و محال است كه يك صوتى كه ما آن را از حنجره خود خارج مىكنيم ، و يا صورت خياليى كه ما آن
--> ( 1 ) . الميزان ؛ ج 8 ، ص 464 . [ با تصرف ]